پوشيده چسان كنم غم دل * چشم تر و رنگ زرد دارم
* * *
از وصل تو چون كام نه حاصل شده ما را * من كام دل از خنجر خونخوار گرفتم
* * *
جدا ز لالهرخان پا اگر به باغ نهم * ز ديده اشك فشانم ، به سينه داغ نهم
شبى كه من گذرم زين سراى تيره و تنگ * ز شعلهء دل خود پيش ره چراغ نهم
* * *
به صد خوارى چو من از كوى آن گلپيرهن رفتم * جهان را تنگ بر خود ديدم و اندر كفن رفتم
نشد با شمع رويى صحبتم روزى از اين حسرت * همهشب ز آتش غم سوختم وز انجمن رفتم
* * *
عمرى تباه شد به طلبكارى توام * آخر به باد ساخت هوادارى توام
* * *
در كنج قفس خوش به اسيرى گذرانم * گر كار تو آيد ، اگر اين مشت پر من
* * *
ز آن چهرهء گلرنگ كه آتش به هوا زد * افكند پس از مرگ شرر در كفن من
* * *
آن رشك مه به پرده چو رفت از نگاه من * سر بركشيد تا به فلك دود آه من
* * *
شب سيهتر ، يا دو زلف عنبرين ، يا بخت من ؟ * برق خوش ، يا جلوهات ، يا آه آتشبار من ؟