تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
سرگشتگىاى به طالعم هست * بر گرد سرت چرا نگردم ؟
* * *
زلف پرچين تو را ديدم و از كار شدم * به بلاى سيهى باز گرفتار شدم
* * *
نوايى جز خموشى برنمىخيزد ز ساز من * بود در پرده همچون نالهء تصوير راز من
* * *
روشن شود به پيش تو چون شمع سوز من * يك شب اگر تو هم بنشينى به روز من
* * *
از بهار خطت افزود مرا شور جنون * آخر حسن تو شد اوّل رسوايى من
* * *
نكشيده‌ايم ، ساقى ! قدح شراب بىتو * كه نشد ز آتش غم دل ما كباب بىتو
* * *
به فردا مژدهء كشتن به من دادى ، سرت گردم ! * عبث امروز را فردا نكردى ، كاش مىكردى
رباعى
بر درگه دوست هر گناهى بخشند * صدساله گنه به مدّ آهى بخشند عفو گنهم به ناتوانى كردند * زين جاست كه كوه را به كاهى بخشند