محيط 43
اسمش ملا « 1 » محمّد حسين از اهالى دار الامان كرمان و سرآمد فصحاى آن سامان است . به مقتضاى جودت ذهن و صفاى قريحت با وجود حداثت سنّ ، در اكثر فنون ، مهارت تمام دارد و با همگنان ، طريق مخالفت نمىسپارد . ادراكش عالى ، و طبعش از لجاج خالى است . حريف حرف و حاضر جواب است ، و محاورتش مطبوع طباع
أُولُوا الْأَلْبابِ *
. اكثر بلاد ايران را سياحت نموده و كسب فضائل و سلب رذايل را در نزد فضلاى هر بلدى ، چندى اقامت فرموده . به مضمون :
خيال در همه عالم برفت و باز آمد * كه از حضور تو خوشتر نديد جايى را 44
شوق دريافت خدمت اكسيرخاصيت جناب مستطاب مقتدىالانامش ، به اصفهان جنّتنشان منصرف داشتى و در ديگر ديارش نگذاشتى . هنگام تأليف اين سفينه ، از فارس به اصفهان وارد و مورد عنايات بلانهايات جنابش گرديده .
با حقيرش از ديرباز چون رشته الفت ، محكم بوده ، از لقاى بهجت افزايش ، سرور « 2 » افزوده .
چون در آن جناب مصطفوىنسابش ، اخلاص حسّانى و مرتبهء ثناخوانى است ، و مراتب ارادتش در آن جناب بىنهايت است ، سركار خداوندگار معظّم را با وى كمال عنايت است . همواره جنابش را ستوده ، مراتب ارادتمندى خود را ظاهر نموده . از جمله اين قصيده است :
قصيده
صبحگاهان چون به خنگ چرخ ، شاه خاوران * برنشست و شد به عزم سير صحن آسمان
بر پلنگى پيلپيكر ، بر نهنگى بادپاى * بر سمندى آسمانسا ، بر براقى برقسان
هامش
( 1 ) - ميرزا
( 2 ) - سرورم