ياغى را تحت الحفظ از تهران به اردبيل فرستادند و در قلعه آنجا زندانى كردند . اما او و سه نفر ديگر از زندانيان به روسيه و سپس استامبول گريختند و به علّت بىاعتنايى هر دو دولت ، ازآنپس آواره مكّه و مدينه و شام و بغداد شد و سرانجام به توقّف در بغداد مجبور گشت . پايان زندگى او ، چندان معلوم مورّخان نيست . عقيده برخى از تاريخنگاران در مورد نقش او در تاجگذارى بر سر ظل السّلطان اين است كه او قصد داشت پس از آرامش و آسودگى خيال از محمّد شاه ، ادارهء امور كشور را خود ضبط نمايد ، اما موقّتا به حكومت قزوين و گيلان و زنجان و لقب اعطايى « تاجبخش » از طرف عليشاه ظل السّلطان بسنده كرده بود .
شرح
( 91 ) - نظامى / ليلى و مجنون ( چ وحيد ، بيت 47 )
( 92 ) - از سعدى / باب پنجم گلستان
( 93 ) - معناى عبارت : « افسوس ، افسوس كه اين ، سختتر از گرد آوردن ناسازها و بلكه بدتر از آن ، سخت از تراشيدن گون است . »
قسمت آخر اين جمله يعنى ؛ « دونه خرط القتاد » از امثال ساير عرب و كنايات معروف متون تازى است . عبد القادر رازى ، آن را با عبارت ؛ « و من دون ذلك خرط القتاد » آورده و گفته : « للعرب فيما يغرّ الوصول اليه » ( ر ك : امثال و حكم رازى ، ترجمه دكتر حريرچى ، ص 366 )
( 94 ) - در حاشيه اين موضع در نسخه خطّى ، دو بيت زير الحاق به اين قصيده شده :« خورشيد سپهر كرم ، اى شمس جهانتاب * بر شمسه ايوان تو يكپارچه آجر
عنوان سخاى تو اگر مرد و اگر زن * مرزوق عطاى تو اگر عبد و اگر حُر »سپس نوشته شده : « از حضرت وفا استدعاى عفو است . رشته را پس ندهد هركه گهر مىگيرد » .
( 95 ) - ضيا : عجيب آن است كه وفا نمىدانسته يا اين را ياد نكرده است كه محمّد حسين ضياى اصفهانى از نسل عالم بزرگ اصفهانى و مؤلف دهها جلد كتاب گوناگون - ملا اسماعيل خواجويى - ( فوت 1173 ق ) است . ميرزا محمّد على بهار ، اما اشارهاى به اين موضوع دارد و گويد : « از فضلازادگان اصفهان » است . سيّد احمد ديوانبيگى نيز اين نكته را با صراحت بيشترى بيان كرده است و حتى نسبت مادرىاش را از ميرزا مهدى خان منشى استرآبادى - صاحب درّه نادره - مىداند . او بايد 1217 ق به دنيا آمده باشد ، چون ، به گفته صاحب حديقة الشّعرا در چهل و هشتسالگى از دنيا رفته و اين عدد را كه از 1265 ق كه به تصريح ديوانبيگى سال وفات وى است كم كنيم ، بايد سال تولّدش همان 1217 ق باشد . مادّه تاريخ وفات مرحوم ضيا از اين قرار است :ناگه زبان خامه تاراج ز آن ميان * كرد اين بيان بديدهء مردم ضيا نماندقبر او نزديك فاضلان است .
از معدود اطلاعات تذكرههاى در دست ، چندان چيزى زيادتر از اينكه گفته شد ، به دست نمىآيد .