تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
اصل حسين على ميرزا ( متولد 1204 ق و ششمين فرزند پسر فتحعلى شاه است و برادر كوچك‌تر و اعيانى حسين على ميرزاى فرمان‌فرماست . در سال 1218 ق ، در آغاز كارهاى دولتى براى اولين بار در سن پانزده‌سالگى به حكومت تهران منصوب شد و در سال 1243 ق به حكومت كرمان گمارده شد و در انتها به‌وسيله عبّاس ميرزا معزول و روانه تهران شد . ر ك : بامداد ، مهدى با شرح رجال سياسى ايران ، ج 3 ، ص 430 و نيز : احمدى كرمانى ، شيخ يحيى ؛ فرماندهان كرمان ، صص 62 - 58
شرح
( 89 ) - هلاكو ميرزا : بزرگترين پسر حسن على ميرزا شجاع السّلطنه ( ر ك : تعليقه 88 ) و مادرش دختر مرتضى قلى خان - عموى ناصر الدّين شاه - بوده است . هلاكو ميرزا مدّتى در خراسان ، كرمان و شيراز حاكم بوده و سپس به نجف رفته و در سال 1271 ق درگذشته است . خطى خوش داشته و در غالب كمالات مقام بلند يافته است او در 1248 حكمران كرمان شد . ( ر ك : دهخدا ، ذيل نام او و نيز احمدى كرمانى ، شيخ يحيى : فرماندهان كرمان ، صص 8 - 67 ) . ( 90 ) - على نقى ميرزا : « على نقى ميرزا ركن الدّوله هشتمين پسر فتحعلى شاه كه در سؤال سال 1207 ق متولد شده است . او از سنّ شانزده‌سالگى - سال 1222 ق تا فوت پدرش 1250 به استثناى يكى دو سال ، بقيّه مدّت ، حاكم قزوين بوده است . در سال 1238 ق به جاى حسن على ميرزا شجاع السّلطنه به حكومت خراسان تعيين و ملقّب به حجة السّلطان شد و به همراه معتمد الدّوله نشاط روانه خراسان شد . . . چون نتوانست از عهدهء اداره حكومت خراسان برآيد و رام كردن خوانين خراسان كار مشكلى بود ، ازاين‌جهت در سال 1239 از مشهد حركت كرده ، به تهران آمد و از ايالت خراسان استعفا نمود و شاه به جاى وى شجاع السّلطنه را براى بار دوم به خراسان فرستاد و على نقى ميرزا دوباره با لقب ركن الدّوله به حكومت قزوين تعيين گرديد » . ( رجال ايران ، ج 2 ، صص 98 - 496 ) سرنوشت ركن الدّوله از بسيارى جهات شبيه سرنوشت برادرش سيف الدّوله است ، با اين تفاوت كه هرچه سيف الدّوله منفعل بود ، او برعكس فعّال بود . او بلافاصله پس از فوت فتحعلى شاه به جاى محمّد شاه با برادر ديگرش عليشاه ظل السّلطان بيعت كرد و خطبه به نام او خواند و تاج بر سر او گذارد و خود ، براى منصرف ساختن محمّد شاه به طرف اردوى او - كه با قائم‌مقام به طرف تهران حركت مىكرد - روانه شد . در راه بين زنجان و ميانج با محمّد شاه و ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام مفصلا مذاكره كرد ، اما صدراعظم مدبّر محمّد شاه پس از رد خواسته‌هاى او ، او را بازداشت كرد و همچنان به طرف تهران پيش رفت و پس از بركنارى ظل السّلطان و به تخت نشانيدن محمّد شاه ، ركن الدّوله را همچنان در بازداشت نگاه داشت . چهار روز پس از قتل قائم‌مقام يعنى در چهار ربيع الاول 1251 ق ، او و ده نفر ديگر از شاهزادگان