كتابت تذكره ، پرواضح است كه به امر فتحعلى شاه انجام پذيرفته . بنابراين قول معلّم حبيبآبادى كه آن را به امر محمّد شاه مىداند ، درست نيست .
او عموى ميرزا نصر اللّه شهاب اصفهانى ( تاج الشّعرا ) بود . در تذكرهء « لطائف المدائح و ظرائف المناقب » نام ثاقب جزو مداحان و صاحب گزارشهاى محمّد تقى ميرزاى حسام السّلطنه متخلّص به شوكت كه هفتمين فرزند فتحعلى شاه و حاكم بروجرد و لرستان و بختيارى و خوزستان بود آمده است . كاتب پس از تعريفى كه از مراتب علم و ادب ثاقب كرده ، از حسن خط او نيز تمجيد كرده و سپس او را وادار كرده ، براى نشان دادن اين پست خطّ ، مديحههاى خود را در ستايش شوكت ، با قلم خود بنگارد . او در سال 1258 ق فوت كرده است . بر نگارنده معلوم نشد كه چرا مرحوم خيامپور او را فرزند ملا احمد قاضى عسكر مىداند نه ملا ملك محمّد ؟
( ر ك : فرهنگ سخنوران ذيل نام او / فنا ، صص 42 - 341 / الذريعة )
شرح
( 85 ) - جوهرى ، محمّد ابراهيم : فرزند محمّد باقر از سلسله بيرام على خان قاجار مروزى بود . اطلاعات از زندگى او در منابع بسيار اندك و پراكنده و گاهى آميخته با اشتباهاتى است كه قدرى شبههء « چند جوهرى » را به ذهن متبادر مىكند . بههرحال به نظر مىرسد تذكرههايى كه متعلق به حوزهء آسياى ميانه و افغانستان است ، حدّ اقل در مورد بخش اوّل زندگى او بيشتر جوابگو باشد ؛ مانند تذكرهء قارى ( تحفة الاحباب )
با بررسى عموم تذكرهها و گزارشهاى كوتاه موجود و در دست ، معلوم مىشود كه همين ذكر مختصر وفا از جوهرى ، حاوى يك خطّ سير منطقى و درست و تقريبا دقيق همراه با اطلاعات خوب است . صاحب روضات از خلط نام او در برخى منابع ياد كرده است .
شادروان خيّامپور نيز در نام او ترديد كرده است كه آيا محمّد ابراهيم است يا محمّد باقر . اما به تحقيق و براساس همين گزارش وفا محمّد باقر بايد نام پدرش بوده باشد . بههرحال آنچه روشن است ، جوانى خود را در هرات با تحصيلات مرسوم و آموختن فنون شعر گذرانده و بيشترين استفاده در آنجا را از محضر ميرزا عبد اللّه خان شهاب ترشيزى برده است . اما نكتهء غريب آن است كه با وجود آن كه به شاگردى شهاب ترشيزى مشتهر شده است و با توجّه به اينكه اختيار فرزند شهاب در دوستى با رضا قلى خان و كمك به تدوين قسمتى از آثارش به وى يارى رسانده است ، هيچ نامى از جوهرى در مجمع الفصحا نيست . جناب مىنويسد كه او شاگرد ملّا محمد تقى قزوينى بوده و اوايل جوانى به عزم سياحت يكبار به اصفهان سفر كرده و در همين شهر عيال اختيار مىكند و بعدها برمىگردد .
ظاهرا در حوزهء خراسان بزرگ و معلوم نيست از طرف چه كسى ملقب به افصح الشّعرا شده . شايد در منادمت يكى از حكمرانان آنجا مانند شاهزاده فيروز افغان به اين لقب دست يافته است . پس از