تا قطب محيط علم و فضلى * گردد به تو آسمان تقوا
در كرسى مدرس تو جمعند * طلّاب بسى ثوابآسا
تا چار عناصر وجودت * از چار دليل شد مهيّا
از معدن علم و كان فضلت * بىبهره نگشت هيچ دانا
تا موجد ظلم را تو سدّى * كى رخنه شود به شرع پيدا ؟
نصّ علماى امّتى هست * كامروز پيمبرى تو بر ما
از ردّ و قبول توست امروز * آماده جحيم و خلد ، فردا
اين سدره كه كردهاى بنا ، گشت * بس طعنه سرا به عرش اعلا
هر خشت وى است به ز خورشيد * هر طاق وى است به ز اقصى
پرداختهاى چو گل ره شرع * كز زحمت خار نيست پروا
مدحى كه سزاى تو نداريم * ما جمله ستودهايم خود را
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: ميرزا محمد على وفا زواره اى
ص٢٧٩