مسكين « 1 »
اسمش ميرزا محمّد على است كه برخى از شرح حالات و بعضى از مقالاتش ، مرقوم خامه مشكين ختامه مرحوم وفا - رحمه اللّه - آمده است . ولى از آن زمان كه ادراك صحبت آن مرحومش دست داده ، الى يومنا هذا كه زياده از دو سال هلالى نگذشته است ، ترقيات كليّهاش حاصل و از بركات انفاس عيسوى اساس سركار شرايعمدار قدوة الايّام مقتدى الانام - متع اللّه بدوامه الاسلام - به مراتب علياى هنر متواصل است و اين معنى از قصيدهء رديف « آفتاب » كه آفتاب سپهر فصاحت است ، مشهود ارباب دانش و معلوم اصحاب بينش مىتواند شد و هى هذه :
و له فى القصيدة
گرنه جوياى در داراى دين است آفتاب * ازچه گه بر آسمان ، گه بر زمين است آفتاب
داور دوران ، همال قبلهء پنجم به نام * آنكه با راى همايونش قرين است آفتاب
آفتابى هردم از هر جلوهء رويش عيان * راستى با طينت پاكش غمين است آفتاب
در پس پردهء عناصر ، نور ذات اقدسش * در تجلّى چون ز چرخ چارمين است آفتاب
نيستش چون ره به درگاه سپهرآساى او * بر تل افلاك ، خاكسترنشين است آفتاب
هامش
( 1 ) - براى مسكين ر ك : تعليقه 207