[ الحاقات ]
جوهرى « 1 »
اسم ساميش محمّد ابراهيم و شرح احوالش مفصلا مرقوم قلم مآثر رقم گرديده و به جهت اتمام مسجد خلد اساس آسمان كرياس ، قصيدهء تمام تاريخى كه مشتمل بر سى و هشت بيت بود كه هر مصراعى ، تاريخى مطابق آورده ، ولى نظر به آنكه اين نوع از شعر غايت صعوبت و نهايت اشكال دارد ، كمال ساختگى و پرداختگى كه در شعر ضرور است ، غير مقدور ، و خالى از عيوب شعرى بودن نه ميسور بود و بعضى از مصارع نيز وفق تمام نمىداد . لهذا پانزده فرد از آن را كه شاعرپسند و لايق طبع بلند آن شاعر ارجمند نبود ، از قصيده بيرون آورده ، باقى را به نحوى كه از ربط نيفتد ، مرقوم داشت و هى هذه :
قصيدهء تاريخ
شكر تو اى هادى مهيمن منّان * اى كه دهى خاك مرده را به جسد جان
كرده چو تقسيم لطف صانع بىچون * برده صفاهان ، كمال رحمت يزدان
منّت لطفى كه لايزال نهاده است * قادر بىچون به خاك پاك صفاهان
بوده ز صيت جلال عارف برحق * واهب دهر آفتاب عالم عرفان
نايب حق باقر علوم كه قدرش * با همه مخلوق ار نهند به ميزان
گر وى را كس عديل باشد عمّار * ور او را يك شبيه باشد سلمان
برّه گريبان دريده ، گرگ دمان را * گرگ دمان را دريده برّه گريبان
باز ز دامان گرفته بچّهء تيهو * بچّهء تيهو گرفته باز ز دامان
اين همه در عهد عالمى است كه به روى * كشف حقايق شده از راحم ديّان
داور دين نيز سپهر ولايت * كآمده عدلش به شهر علم نگهبان
هامش
( 1 ) - ( نم : اين بخش را كلا ندارد . )