تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
بانى اين كعبهء معبود آمد آنكه هست * فضل را بحر و عطا را كان و رحمت را سحاب طرح اين عالىبنا را ريخت ، محكم ، آن چنانك * در بر آن سد اسكندر بود نقشى بر آب از براى خوان خدّامش ، برآرد هر مهى * قرص مه را زال گردون ، از تنور آفتاب آن كند خاكش كه در ماهيّت مس ، كيميا * آن كند سنگش كه در كوه بدخشان ، آفتاب زد رقم « مطرب » دبير صنع تاريخش به لوح * در ازل « فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ » 222 از ام‌الكتاب
( 1245 ) فرد ديگر نيز از اين قطعه تاريخ آورده ، موزون است .
بهر تاريخ دگر « مطرب » به بحر فكر بود * « وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ » 223 ، ناگهش آمد خطاب
( 1245 ) قطعه تمام تاريخ است :
به عهد فتحعلى اين شه سليمان جاه * كه عدل وى به قيام دو دولت است گواه
( 1245 )
كَنَد به گزلك انصاف ، چشم شير از داد * كند اگر ز تعدّى به ميش گاه نگاه
( 1245 )
ز لطف خالق كون و مكان عالم جان * ز مهر پادشه دادگستر جم‌ْجاه
( 1245 )
جهان علم و بحار علوم و كان سخا * مطيع آل رسول و مطاع شاهنشاه
( 1245 )
سمى پنجم هشت و چهار ، ائمهء دين * كه زنده است علومش ز السن و افواه
( 1245 )
به قرب و طاعت حق ، مسجدى به اصفاهان * بنا نهاد كه خلقى بر آن برند پناه
( 1245 )
ارم به طرح بنايش نمود روى ، نهان * حرم ز بهر طوافش كشيده از دل ، آه
( 1245 )
چو مكّه ، روى زهر جانبى كنى ، قبله است * بر آنچه مىنگرى ، وجه او است ، ليس سواه
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 254 | ميرزا محمد على وفا زواره اى