مهر سپهر فضل و فقاهت ، مهر « 1 » حكمت و نباهت ، نحرير الفضلا ، منطيق البلغاء ، مولانا محمّد كاظم الشهير به هزارجريبى 218 كه اقرب مقربين آن جناب و ملتزم ركاب سعادت نساب بود ، از آن اصطكاك و اندكاك ، مصداق
« خَرَّ مُوسى صَعِقاً »
آمده ، مدّتى غرقهء بحر اغما بود . ميرزاى مشار اليه چون پيوسته به نظم وقايع و مآثر آن بزرگوار ، مشغول و عنايات جنابش را مشمول است ، اين واقعه را در طى قصيدهاى منظوم آورده .
قصيده
باز در اوضاع دوران ، آشكار است انقلاب * وز حوادث ، فتنه بيدار است و امنيت به خواب
راست پندارى ز هامون ، كينه مىجنبد نه باد * راست پندارى ز دريا ، فتنه مىجوشد نه آب
جدول تقويم توقيع حوادث را مبين * خلق را سهم الحوادث ، همچو شيطان را شهاب « 2 »
يك طرف مرّيخ ، سوى خانهء خود مستقيم * يك طرف برجيس ، رو سوى هبوط ، اندر اياب
اين حوادث نيست ما را جز به كفران نعم * اين حوادث نيست ما را جز به فعل ناصواب
رو به حق بايست كردن ، تا نپيچانند روى * عذر پيش آورد بايد ، تا سپس نايد عذاب
آنچه بد كرديم و بد گفتيم از آن بر ما مگير * توبه يا توّاب ! بىتابيم ، رو « 3 » از ما متاب
شرمساريم و به دربارت ، شفيع آوردهايم * سيّد سادات عالم ، فخر آل بو تراب
شمس دين ، سيّد محمّد باقر ، آن روشن ضمير * كز فروغ روى او ، رخشنده آمد آفتاب
هامش
( 1 ) - سپهر مهر
( 2 ) - ( اين بيت را ندارد )
( 3 ) - روى