تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
چه پروا ، گر بدانديشش ، نيايد سال و مه پيشش * چه‌سان تاب زمرّد ديدن آرد ديدهء افعى الا اى آنكه در علم و عمل در تودهء اغبر * نكرده چون تويى ، بر مسند شرع نبى ، مأوا نبودى گر به باطل ، ملك و مالم ، غصب در عالم * گرم خاطر نبودى در گزند چرخ غم‌فرسا بسى دُرها به مدحت سفتمى كز قدسيان آمد « 1 » * به گوش هوش هر سامع كه « آتش » مرحباً ، اهلا ! به وصفت شعر مىگفتم كه « شعرى » در فلك گويد * حماك اللّه ! روشن « 2 » شد ز شعرت ديدهء شعرا بود تا در جهان از سبزى و سرخى اثر ، يا رب * به زير چرخ نيلىرنگ ، يعنى گنبد خضرا هميشه دوستانت را سرسبز و دل خرّم * دمادم دشمنانت را ز خون دل ، رخ اعدا
هامش
( 1 ) - آيد ( 2 ) - كه روشن