آنكس كه دوستى تو همره به خاك برد * عاجز كى از جواب نكير است و منكر است
هرچند عادت شعرا ، كديه است و نيز * باشد گداتر ، آنكه از اين زمره اشعر است
ليك اين چكامه را به تكدّى ز من مگير * كز بهر زيب و زيور اوراق و دفتر است
ور رسم كديه ساز كنم نيز عار نيست * زيراكه كديه از در احرار بهتر است
تا حمره را به طرف افق ، رنگ باده است * تا ماه را به بزم فلك ، شكل ساغر است
در كام جان ، نصايح تلخ تو خوشگوار * زيراكه پند تلخ به از قند و شكر است
گسترده باد ، مسند افضال تو مدام * گسترده تا به دهر ، مر اين نطع اخضر است
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: ميرزا محمد على وفا زواره اى
ص٢٢٥