فكارى 112
اسمش نظر على ، از كسبه اصفهان ارمنشان است . صاحب مكنت و ثروت بوده با اصدقا ، انفاق نموده به واسطهء خرج زايد بر دخل و مئونت اقلّ از بذل ، به كاسبى محتاج و در تحصيل ما يحتاج به كدّ يمين و عرق جبين ، لاعلاج گرديد .
فامّا جوانى است پاك طينت ، پاكيزه فطرت . هرگز گرد ملاهى نگردد و ياد مناهى نيارد . به واسطهء طبع بلند و ارجمند « 1 » ، پيوسته مدحتسرايى خدّام سعادت فرجام اسلاميان پناه - روح من يروح فداه - را مزيد هوش و آويزهء گوش سازد و به سبب خوابى كه ديد كه مزيد اعتقاداتش گرديد ، بهجز مدايح آن جناب ، به هيچ كار نپردازد . و آنچنان بود كه شبى از ليالى متبركهء ماه شعبان ، آفتاب جمال محمّدى ، ظلمتزداى كاشانهء خاطرش گرديد .
عربيّه
قل للّذين رجوا شفاعة احمد * صلّوا عليه و سلّموا تسليما
فقرات مضمون « 2 » آن خواب ، زايد بر حوصلهء كتاب است « 3 » . ولى آنچه لايق نگارش است ، اين است كه جناب ختمى مآب - عليه صلوات اللّه الملك الوهّاب - از دو رطب شكربار حلاوتبخش مذاقش گرديده ، فرمودند در اين اوان ، گرفتارى در اعيان انسانى ، عيان است . هركه را از آن غايله ميلى به امان است ، بايد از اين خرما - آغشته به گلاب كرده - تناول كند و از اين نوع خرما در وثاق فرزند ارجمند سعادت پيوند مروّج ملتم ، رونقافزاى شريعتم ، سيّد محمّد باقر ، موجود ، و سعادتياب منزل آن فرزند مسعود است .
على الصّباح كه پيغمبر مهر از مراياى سپهر ، چهر نورانى ، بر خفتگان بستر خاك نمود و سرمهء سواد شب از ديدهء اولو الابصار زدود ، خود را شرفاندوز محضر مبارك آن ثمرهء شجرهء نبوّت كبرا آورد ،
هامش
( 1 ) - و جبلّت ارجمند
( 2 ) - بسيارى مضمون
( 3 ) - ( ندارد )