نور خدا تا كى نهان ، بردار برقع كن عيان * گل گلستان در گلستان ، شمع انجمن در انجمن « 1 »
زان پيش كايد در جهان موسى بن عمران « 2 » ، جانفشان * زان پيش كايد ز آسمان عيسى بن مريم قطرهزن
بنشين به يكران ظفر ، تيغ بيانت در كمر * دستار احمد بر به سر ، خفتان حيدر بر به تن
ز اقوال چندين اجنبى ، كز فهم عارى چون صبى * شد مندرس دين نبى ، هان نو كن از راى كهن
من وين نزاكت در بيان ، من وين لطافت در بنان * من وين طراوت بر زبان ، من وين حلاوت در سخن
نىنى غلط گفتم غلط ، استغفر الله زين نمط * زين ياوه چاكم بر زبان ، زين گفته خاكم بر دهن
و له ايضا فى القصيدة
گفتم به خرد ، بهر چه دامان گلستان * از رشحهء باران بهارى شده پردُر ؟
گفت از پى ايثار در حضرت باقر * مولاى امم ، مفخر تركيب عناصر
سلطان قريشى نسب ، آن كز شرف آمد * بر مسند اسلام ، سزاوار تصدّر
هرجا خبر از خُلقش ، موجود تفضّل * هرجا سخن از خَلقش ، معدوم تغيّر
از هرچه برد و هم در او پى ، بود افزون * سنجيدن قدر تو به ميزان تفكّر
انديشه چو در مدحت ذاتت نبرد پى * نايد به وقوع آنچه نيايد به تصوّر
صاحبنظران را همه منظور ، تو ، هرچند * شهرى است صفاهان وز صاحبنظران پُر
شاهين و كبوتر به هواى تو همآهنگ * آهو بره و شير ، به عهد تو همآخور
گر صيقل فضل تو نمىبود كجا بود * آيينهء دين ، صيقلى از رنگ تكدّر ؟
اى ذات جليل تو معرّا ز تخيل * وى ذكر جميل تو ، مبرّا ز تذكّر
هامش
( 1 ) - ( ندارد )
( 2 ) - موسى عمران