صاحب ضياع و عقار گرديده به احتشام و اعزاز روزگارى دراز به سربرده « 1 » تا آنكه سيد نظام الدّين احمد باز ساكن حجاز گرديده .
ولادت با سعادت سيّد عليخان و نشو و نماى ايشان در آن مكان با بركت و اعزاز اتفاق افتاده . در خدمت والد مبرور خود به حيدرآباد دكن ارتحال و چندى در آن مقام به اجلال و اكرام گذرانيد و الحاق لفظ خان به اسم ايشان بعد از وصلت با ملوك قطبيّه دكن و منصب صدارت و امارت در آن ديار است . بعد از چندى با همه تجمّل و احترام ، كراهت تمام از مكث در آن مقام به خاطر سيّد عليخان مرحوم راه يافته شوق عود « 2 » به حرمين طيبين غالب شد . چنان كه اين حالت از بسيارى اشعار آن سيّد بزرگوار آشكار است ، قطع علايق از آن ديار نموده به مكّه مكرّمه انتقال فرمود و در ظرف اعوام قليله به رسايى دست بذل و ايثار از اموال « 3 » بسيار عارى گشته به عزيمت زيارت عتبه عليه غريه « 4 » و مشاهد مقدسه عراق و اشتياق وصول به وثاق مألوفه اجداد با كاروان حاج « 5 » ايران به نجف اشرف آمده شرف ادراك آن سعادت يافت . « 6 » پس ارخاى عنان به صوب دار السلطنه اصفهان فرمود . اشراف و اكابر و اعيان « 7 » و سلطان ، مقدم او را به اكرام و اعزاز تلقّى نمودند . راقم حروف در آن بلدهء فاخره با آن سلاله عزّت طاهره صحبتهاى مستوفى داشت . « 8 »
عهد محبّت « 9 » و وفاق در ميان استحكام تمام يافته بود . آخر به شيراز رفته « 10 » داعى حق را اجابت نمود . در جوار مراقد اجداد خود امير صدر الدّين محمّد و امير غياث الدين منصور مبرور ؛ روح اللّه روحهم ؛ آرامگاه يافت .
هامش
( 1 ) . به احتشام و اعزاز روزگارى دراز به سربردهاند .
( 2 ) . به خاطر سيد عليخان مرحوم راه يافته عود به حرمين طيبين غالب شد .
( 3 ) . ايثار از مال بسيار عارى گشته .
( 4 ) . به عزيمت زيارت عبته عليه غرويه .
( 5 ) . با كاروان حجاز ايران .
( 6 ) . ادراك آن سعادت را دريافت .
( 7 ) . اشراف و اعيان و اكابر سلطان .
( 8 ) . با آن سلاله عزت طاهره صحبتهاى مستوفى داشته .
( 9 ) . عهد و محبت .
( 10 ) . آخر به شيراز رفته بعد از فرصتى اندك داعى حق را اجابت نمود .