چند نمونه از اشعار مخلصاى كاشى :
قدت بى جا نشد مشهور در عالم به رعنايى * تخلّص بيشتر شهرت كند از نام موزون را
* * *
به دست غير دادى ساعد چون نقرهء خامت * به قربان سرت گردم مكن اين خامدستيها
* * *
مكن از سرمه سبز من سيه آن چشم جادو را * لباس تيره چندانى مناسب نيست هندو را
نگردد شمع گر خاموش امشب كشته خواهد شد * كه با چندين فسون كردم به خواب آن طفل بدخو را
* * *
نيستم در زير بار قرض و احسان كسى * گر مرا دينى به گردن هست حق قاتل است
آرزو دارم كه تيرش را دهم در ديده جا * كاش از دستش برآيد آنچه مخلص در دل است
* * *
ما ترك مى به گفته واعظ نمىكنيم * مينا بگو برآورد اين پنبه را ز گوش
* * *
قرينهء فلك اطلسم جهان سخن را * به رتبه از همه بالاترم ستاره ندارم
* * *
نگاهم چون گذشت از زلف شد محو بناگوشش * چو آن رهرو كه گردد مانده از شب تا سحر رفتن
* * *
دلم فشردهء آن پنجهء نگارين است * مخمّسى كه به دل ناخنى زند اين است