مشرّف و با فضلا و مستعدان آن ديار مدّتى گذرانيده مراجعت به همدان نمود .
و تدريس آن بلده از اولياى دولت قاهره حسب الاستحقاق با ايشان مرجوع شده با وجود شغل تدريس خود را از معالجهء بيماران معاف نداشته طبابت نفوس و ابدان را باهم جمع ساخته . . . تا آنكه استيلاى افاغنهء باغيه و اختلال نظام دولت صفوت نشان كه روميّه نيز نقص صلح دستور قديم نمود پاشايان و سرداران عظيم الشأن به عزم تسخير و تخريب ولايات و سرحدات ايران لشكر كشيدند و شهر همدان محصور پاشاى بغداد و گروه انبوه عساكر روم گرديده و جمهور آن شهر از غايت غيرت و حميّت هيچگونه راضى به سازش و مصالحه نشده به ممارست شهر پرداخته ، مستعدّ پيكار شدند و آخر الامر به حسب تقدير مغلوب شده قتلعام در آن شهر رواج گرفته و هركس را يافتند كشتند و گروهى از روميّه به خانهء فاضل مذكور آمده او را با جمعى از منسوبانش از همان شربت چشاندند اين رباعى از نتايج افكار ايشان در خاطر بود ثبت نمود :
در كوردلى اگرچه بىانبازم * جمله چشمم به راه لطفش بازم
بر من به حقارت منگر گر مورم * من ساختهء صنع سليمان سازم
منابع اعيان الشيعه . محسن امين . ج 10 . ص 260 ؛ رياض الشعرا . عليقلى خان واله داغستانى . ذيل هاشمى همدانى ؛ شمع انجمن . محمّد صديق حسن خان . صص 531 - 532 ؛ فرهنگ سخنوران .
عبد الرسول خيامپور . ص 628 ؛ نجوم السّماء . محمّدعلى كشميرى . ص 222 .
( 14 )
* ص 133 ميرزا حبيب اللّه اصفهانى
در آتشكدهء آذر « 1 » اين رباعى از وى نقل شده است :
دوشينه كه يار بر سر يارى بود * آن نرگس مست در وفادارى بود
در خواب نرفته بود آن غمزه هنوز * اى مرغ سحر چه وقت بيدارى بود
هامش
( 1 ) . آتشكده آذر ، آذر بيگدلى ، جعفر شهيدى ، ص 179 .