1114 ه . ق زندگى را وداع گفت و در بقعهء على بن سهل اصفهانى به خاك سپرده شد .
آثار وى عبارتند از : رسالهء زاد السبيل در آداب سلوك و رسالهء علم مناظر و مرايا و متن كافيه ابن حاجب كه به فارسى آن را سروده است .
منابع اعيان الشيعه . محسن امين . ج 5 . ص 355 ؛ رجال اصفهان . عبد الكريم جزى . صص 210 - 211 ؛ رياض العارفين . رضا قلى خان هدايت . ص 74 ؛ فرهنگ سخنوران . عبد الرسول خيامپور . ص 134 ؛ فوائد الرّضويه . عباس قمى . ص 75 ؛ مينو در يا باب الجنة . محمّدعلى گلريز . ج 2 ص 946 ؛ نجوم السّماء . محمّدعلى كشميرى . ص 195 .
( 6 )
* ص 118 : ظهير الانام تفرشى
نصرآبادى « 1 » در تذكرهاش به اين نكته اشاره مىكند كه : بنابر وفور قابليت نظارت و پيشنمازى ولايت گرجستان به وى مفوّض شده به اتفاق عاليجاه شاه نظر خان والى كاخت روانه آن ولايت شد و الحال در آنجاست حسن سلوكش به مرتبهاى است كه عاليجاه معزى اليه از سخن و صوابديد او يكسره عدول نمىنمايد . اشعار زير از او در تذكره نصرآبادى آمده است :
در نرد طريق دين منم دربدرى * در ششدر حيرانيم از بىخبرى
نقشى كه دوشش نشسته از من اينست * كز جان و دلم شيعهء اثنى عشرى
* * *
آنكس كه ز فهم و هوش نامى دارد * نه ما حضرى و نه طعامى دارد
امروز ز روشنان كه بتوانم گفت * روز است كه چاشتى و شامى دارد
* * *
امشب كه رخ تو شمع بزمآرا بود * وز حيرت ديدار توام صهبا بود
هامش
( 1 ) . مطالب تذكرهء نصرآبادى با تذكرهء حزين مغايرت دارد .