تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
و گفته‌اند دوست آن است كه در گفتارش ( تو و من ) نكند . و نيز گفته‌اند واژه‌اى است كه معنايش را در اين مردم نبينى . و آن را به دو بيتى در خور توان و طاقت تفسير كرده‌اند . چون هم‌نشينى كنى با نژادگان و نيكان كن . كه آراستگى و پرهيزكارى بسيار او را از ناشايستگىها باز دارد . كسى باشد كه نيرنگ و ترفند و فريب او را فرو گذاشته باشد . پاكيزه‌خوئى باشد كه به ديدار دوستان به طرب آيد . از تو حفظ غيبت كند و از آنچه در حرز تست نگهدارى كند . نيكوييهايت را آشكار كند و خوبيهايت را بر زبان راند . با او در امن و آسايش از حوادث روزگار بنشينى . دوستى دوستاران و ياران يكدله را در آسايش و سختى شرطهايى است فراوان . نرمش و مهرورزى و دوستدارى و مهربانى . و بسيار پاىبند دوستان بودن در هر محفل . نيكويى با دوستان از بزرگترين وسيله‌هاست . و خيرانديشى براى برادران برترين نكوكارى است . نيرنگ در دوستى را به روسياهان واگذار . زيرا دوستى بىآلايش زر بىغش است . بر سر پيمان وفادارى بودن سزاوار دوستان يكرنگ است . حقيقت دوست در سختيها شناخته شود . چون روزگار كجرفتارى كند حقيقت دوستان آشكار شود . در آن دوستى كه به هنگام خوشى باشد هيچ خيرى نيست . * * *
يقول راجى الصمد * علىٌّ ابنُ احمد حمداً لمن هدانى * بالنطق و البيان واشرف الصلاة * من واهب الصلات