ترجمه شعر يقول راجى :
چنين گويد اميدوار به رحمت خداوند على فرزند احمد .
سپاس خدايى را كه مرا به نطق و بيان رهنمون گشت .
و گرامىترين درودها از خداوند عطابخش .
بر پيامبر راهنما و خاندان بزرگوارش .
اما بعد ، زيباييهاى سخن را گونههايى است .
گفتار را شيوههاى است در جد و هزل .
روايت شعر اديب برهنه را زينت بخشد .
و فرد پست را برافرازد و كريم را گرامى دارد .
غم را بزدايد و ياران را شادمان كند .
بزدلان را به اقدام و انجام عمل برانگيزد و مهاجمان و خشمگينان را مهربان سازد .
اين ارجوزه ( شعرى كه در بحر رجز باشد و عمدتا كوتاه وزن ) كه در نوع خود كوتاه است .
واژگانى تازه دارد كه براى از بركنندگان آسان است .
ابيات آن كوتاه است گرچه كوتاهى در خور آن ابيات نباشد .
در ميهمانى و شادمانى دوستان معانى فراوان را در آن درپيوستم .
نيكوييهاى ادب را بر خردمندان بازگو كند .
همانا خوبى و حسن معاشرت چيزى است كه بيش از ده نفر از ياران به آن دسترسى ندارند .
و بيشتر دوستان در اين عصر و روزگار .
همنشينىشان دورويى است و از زيور همدلى برهنه .
ظاهر آراسته و نهاد و سرشت آلوده .
بلى چنين است همنشينى اينان كه در اين روزگار مىبينى .
پس هرگز بر هيچ دوستى اعتماد مكن .
و اگر سر مصاحبت داشتى ابراز آن بساز .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: محمد علي حزين لاهيجي
ص٢٤٠