تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
ترجمه شعر يقول راجى : چنين گويد اميدوار به رحمت خداوند على فرزند احمد . سپاس خدايى را كه مرا به نطق و بيان رهنمون گشت . و گرامىترين درودها از خداوند عطابخش . بر پيامبر راهنما و خاندان بزرگوارش . اما بعد ، زيباييهاى سخن را گونه‌هايى است . گفتار را شيوه‌هاى است در جد و هزل . روايت شعر اديب برهنه را زينت بخشد . و فرد پست را برافرازد و كريم را گرامى دارد . غم را بزدايد و ياران را شادمان كند . بزدلان را به اقدام و انجام عمل برانگيزد و مهاجمان و خشمگينان را مهربان سازد . اين ارجوزه ( شعرى كه در بحر رجز باشد و عمدتا كوتاه وزن ) كه در نوع خود كوتاه است . واژگانى تازه دارد كه براى از بركنندگان آسان است . ابيات آن كوتاه است گرچه كوتاهى در خور آن ابيات نباشد . در ميهمانى و شادمانى دوستان معانى فراوان را در آن درپيوستم . نيكوييهاى ادب را بر خردمندان بازگو كند . همانا خوبى و حسن معاشرت چيزى است كه بيش از ده نفر از ياران به آن دسترسى ندارند . و بيشتر دوستان در اين عصر و روزگار . همنشينىشان دورويى است و از زيور همدلى برهنه . ظاهر آراسته و نهاد و سرشت آلوده . بلى چنين است هم‌نشينى اينان كه در اين روزگار مىبينى . پس هرگز بر هيچ دوستى اعتماد مكن . و اگر سر مصاحبت داشتى ابراز آن بساز .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 240 | محمد علي حزين لاهيجي