تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
بعضى از قضيه‌ها ، به اتفاق همه نحاة مجازى مىباشند ، مثلا جمله « زيد ضارب غدا » مجاز است و دليلش اين است كه كلمه « غدا » كه حال تلبس را مىرساند دلالت بر زمان آينده دارد و در جمله كلمه‌اى كه دلالت بر حال اسناد بكند وجود ندارد ، در نتيجه اطلاق جمله به ما مىفهماند كه بايد حال اسناد و جرى زمان حال باشد و چون حال تلبس ( آينده ) با حال اسناد ( زمان حال ) يكى نيست جمله مجاز مىشود . « 1 » بعضى ديگر از قضيه‌ها مختلف فيه است مانند جمله « زيد ضارب امس » زيرا كلمه « امس » كه مفهم حال تلبس است دلالت بر زمان گذشته دارد ، و اطلاق جمله دلالت بر زمان حال مىكند ، و چون حال تلبس با حال اسناد هماهنگ نيست ، و يكى دلالت بر زمان گذشته و يكى دلالت بر زمان حال دارد ، عده‌اى قائل به حقيقت و عده‌اى قائل به مجاز شده‌اند . حال با توجه به سه مثال زده شده مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند منافاتى بين اين‌گونه قضيه‌ها ( كه در بعضى بنحو حقيقت و در برخى مجاز و در برخى اختلاف وجود دارد ) نيست زيرا همان‌طور كه معلوم شد در مورد اول يعنى آن موردى كه بالاتفاق حقيقت بود كلمه مفهم حال تلبس يعنى « امس » ، با كلمه مفهم حال اسناد يعنى « كان » در جمله « كان زيد ضاربا امس » با هم‌ديگر هماهنگ بوده ، لذا استعمال بالاتفاق حقيقى است و همچنين در مثال دوم يعنى « زيد ضارب غدا » از آنجا كه حال تلبس به
هامش
( 1 ) - حال جرى و اسناد در مثال « زيد ضارب غدا » به لحاظ زمان حاضر نيست ، بلكه حال جرى و اسناد ، به لحاظ حال تلبس مىباشد ، و اين مثال مانند مثال « سيكون زيد ضاربا » مىباشد ، نه اينكه جرى در آن حال بوده و كلمه غدا براى بيان زمان تلبس باشد ، بنابراين بايد در مقام جواب بگوئيم اتفاق مذكور در مثال فوق بر جواز را قبول نداريم و چنين چيزى ثابت نشده است ، و تعليل تجوز ، مبنى بر اينكه جرى در حال بوده و تلبس استقبالى است ، صحيح نمىباشد . عناية الاصول جلد 1 صفحه 132 و 131
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 394 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان