سروى است قدت به باغ عالم * خوانند ثناى او عنادل
سروى است قدت به باغ عالم * اى مير سخنشناس مقبل
سروى است قدت به باغ عالم * اى حاجىبى امير كامل
سروى است قدت به باغ عالم * اى حاجىبى امير عادل
سروى است قدت به باغ عالم * اى حاجىبى امير فاضل
سروى است قدت به باغ عالم * اى ماهرخ نكوشمايل
سروى است قدت به باغ عالم * پايش در دل بود نه در گل
سروى است قدت به باغ جانها * نخلى نبود به او مقابل
سروى است به باغ دهر قدت * پرورده به آب ديدهام دل « 1 »
قصيدهها
مطربى در قصيدهسرايى نيز ، دست داشته و قصيدههايى كه از او باقى مانده عبارتند از :
زهى خجسته اساسى كه قبّهء اخضر * خميده از پى تعظيم او در اين منظر
محيط فيض الهى است طرح دلكش او * بود به طينت او نور پاك حق مضمر
نداى « من دخل كانَ آمِناً » « 2 » آيد * به عاكفان حريمش ز صانع اكبر
تبارك اللّه از اين خانقاه عاليشان * كه هست وضع لطيفش موجّه و دلبر
نه خانقاه مُعَلّا كه بيت معمور است * ز آسمان شده نازل بدين ديار مگر
زمين فاخره از فخر ز آسمان بگذشت * كه گشته از ره تعظيم كعبه را مظهر
كتابهاى ز رقوم نقوش او انجم * نمونهاى ز ره طاق او خط محور
نموده از خم طاقش فلك چو قنديلى * مثال مشعلهء مهر و چرخ نيلوفر
زهى بناى شريفى كه سقف مرفوعش * به پيش عقل مهندس ز عرش داده خبر
هامش
( 1 ) . مأخذ پيشين ، ش 117 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، 97( وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً ).