نقطهء دوم در ذكر فضلايى كه مؤلف ايشان را ديده ، ملازمت ننموده [ است ] .
[ 319 ] [ ضابطى سمرقندى ]
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ضابطى ، اسم ساميش شهاب الدين محمد است و ولد اعزّ جناب افاضتمآب افادت انتساب مولانا شاه حسين ديگريز است . تولّد در سمرقند نموده ، تحصيل علوم در خدمت والد عالى خود مىنمود و به مضمون : « الولد سرّ ابيه « 1 » » به صيقل حسن قابليّت زنگ از مراياى قلوب اهل رشد و رشاد مىزدود و گوى فضيلت از اقران مىربود .
طبع سليم و ذهن مستقيم داشت ، عرايس نفايس معانى را خلعت نظم پوشانيده ، در ميدان سخنورى و نكتهپرورى علم فصاحت و رايت بلاغت مىافراشت . ذات شريفش در اكتساب فضايل ، به غايت قابل بود و همواره طريق ادب و تواضع را نيكو مىپيمود .
هنوز خط مشكين ، بر خدّ نازنينش ندميده و قد لطيفش در بوستان اعتدال ، به درجهء كمال نرسيده بود كه آن نخل گلستان خوبى و نهال بوستان نيكويى را دست قضا از اين خاكدان دنيا ، در بوستانسراى :
فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« 2 » بر كنار جويبار : فيها
أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى
« 3 » جاى داد و اين غزل درربار گوهرنثار از گفتار آن قرّة العين است :
هامش
( 1 ) . رسائل شاه نعمت الله ولى ، 2 / 87 .
( 2 ) . سورهء نازعات ( 79 ) ، 41 .
( 3 ) . سورهء محمد ( 47 ) ، 15 .