[ « 316 » ] [ ضيايى بخارايى ]
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ضيايى بخارى ، به « قاسم ضيايى » شهرت داشت . مرد درويشمشرب روشنضمير بود . با وجود درويشى و مفلسى ، قطعا از هيچكس طمع نمىكرد . فضيلت داشت و توجه خاطر به گفتن اشعار نيز ، مىگماشت . اشعار سنجيده و گفتار پسنديده دارد و اين غزل از گفتار روشن اوست :
غزل :
در اين زمانه كسى را ز عشق نيست خبر * به هركه سوى تو بيند گمان عشق مبر
به لاف يارى هرسفله اعتماد مكن * كه خلق را شده دل ديگر و زبان ديگر
به لطف مرهم ريش شكستهحالى باش * كه شد ز درد تو فرسودهجان و خستهجگر
دواى عشق كسانى كه از سفر طلباند * مگر به سوى جهان دگر كنند سفر
سر « ضيايى » اگر در غمت به باد رود * ز خاك پاى تو اى سرو برندارد سر
هامش
( 316 ) . ملّا قاسم ضيايى بخارايى ، شاعر تاجيك و از تركهاى ناحيهء بخارا كه در خراسان و عراق مىزيست و همروزگار حيرتى ( متوفى 961 ق ) و لسانى ( متوفى 942 ق ) بود . وى مردى درويشمسلك بود و جز ارباب فقر و فنا ، كسى را مدح نگفت . اشعار او نزديك به 520 بيت است : تاريخ تذكرههاى فارسى ، 1 / 317 - 320 ؛ تحفهء سامى ، ص 307 ؛ صحف ابراهيم ، برگ 194 ( ش 22 ) ؛ الذريعه ، 9 / 2 / 632 ؛ دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 467 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 577 ؛ نفايس المآثر ، ص 239 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 576 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 561 .