تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
غزل :
خانهء ديده شد ز گريه خراب * تو همان در مقام ناز و عتاب شعلهء آتشى تو را چه غم است * كه جگرخون و دل ز چشم خراب روزگار مرا سيه كردند * زلف پرچين و طرّهء پرتاب سازم از ناله خلق را بيدار * تا نبيند تو را كسى در خواب اى « عقيقى » ز دل چه مىپرسى * خانه‌اى بود هجر كرد خراب