[ « 219 » ] [ عرضى سمرقندى ]
[ متوفى 988 ق / 1580 م ] عرضى ، تخلّص جناب سيادتمآب مولانا خواجه كلان تخته است . مشار اليه از شعراى مقرّر و از فضلاى مشتهر قديم سمرقند است و نسب سيادتش ، به سادات كثير البركات خوارزم مىرسد . نزد سلاطين زمان و خواقين دوران احترام تمام يافته بود . ذات شريفش در فنون شعر بىبدل و در يافتن تواريخ مشهور به مثل مىنمود . همهء فضلاى عصر در اين معنا متّفقاند كه بعد از جناب زبدة الكتّاب مولانا مير على ، هيچكس تواريخ را به خوبى او نمىيافته و قواعد او در اين باب سند اهل فضل است . از جملهء اشعار آن نادرهسنج ، به يك غزل و يك تاريخ اكتفا نموده شد :
غزل :
گر نبودى زلف مشكين تو پرخم همچنان * من نمىبودم پريشانحال و درهم همچنان
رفته بودم مدّتى از سستى عهد نوين * آمدم در دل اساس عشق محكم همچنان
با جفاهايت دل غمديده مايل همچنين * با غمت جان بلا فرسوده همدم همچنان
هامش
( 219 ) . عرضى سمرقندى مولانا خواجه كلان پخته كه در برخى منابع و در تذكرهء مطربى و يا در استنساخ تذكره ، وى را خواجهء كلان تخته نوشتهاند . وى از شاعران تاجيك سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى است كه در زادگاه خود ، برآمد و در سرودن انواع شعر ، بهويژه مادهء تاريخ مهارت داشت . نمونههايى از اشعار او در تذكرهها به يادگار مانده است : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 172 ؛ سخنوران صيقل روى زمين ، ص 110 - 111 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 608 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 590 .