[ 215 ] [ علمى سمرقندى ]
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] علمى ، تخلّص شريف جامع الفروع و الاصول ، المستريح الى جوار رحمة السبحان ، ميرزا قاسم خان است - روّح اللّه روحه - جناب مشار اليه ، از موالى معتبر سمرقنداند و در فنون علوم بىمانند . نزد سلاطين عظام و خواقين كرام ، احترام تمام پيدا كرده بودند . با وجود مرتبهء عالى مولويّت ، چمن فصاحت و بلاغت را از رشحات سحاب اشعار گوهربار نضارت مىبخشيدند . طبع دقيق داشتند و در گفتن معما موى مىشكافتند و اين غزل دلفريب را به ايشان ، نسبت مىكنند و بعضى از غيرى مىگويند :
غزل :
نكتهء سرّ لبش را ز كسى كن تحقيق * كه نكو يافته باشد خبر از كان عقيق
قدر زلف تو بدانند كسانى كه نكو * كرده باشند عبارات مطوّل تدقيق
شوخچشمى كه تصوّر نكند مهر و وفا * كى كند حال دل زار اسيران تحقيق
نتوانند چو خط تو نوشت ار بكنند * نسخهء خطّ تو را نسخنويسان تعليق
و اين معمّا را به اسم او هم نيكو گفتهاند :
معمّا :
رفيقا بر لب آمد جانم از غم * بيا تا درددل گوييم با هم