من از خلوص طويّت روانه مىسازم * پى دعاى تو شب بر فلك هزاران عير
تو هم به رغم فلك شفقتى چنانكه رسيد * مجير را ز قزل ارسلان به رغم ظهير
تو آن شهى كه به روز وفا غلامانت * كشند غاشيه بر دوش صد هزار مجير
ولى ز جور فلك بر كنارهاى مانده * چنانكه صورت تنوين به خلعت تنكير « 1 »
اگر عنايت خاقان اشارت انگيزد * زمانه كسوت تنوين كند شعار ضمير
عليك بهجة حالى و ما نظرت بها * اليك ارسل دمعى و كنت انت خبير
كنون ز بهر دعاى تو دست بردارم * كه اين وظيفه بود بر مذاق بنده جدير
هميشه تا كه مدار جهان بود بادا * خدات يار و محمد معين و روح نصير
و اين رباعى نيز ، از نتايج طبع نكتهپرور اوست :
رباعى :
ماييم چشيده زهر ناكامى را * خو كرده مروّق غمآشامى را
بر باد نهاده عافيت را اسباب * آتش زده كشور نكونامى را
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( تنگير ) .