تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
حاجىبى اتاليق قوشچى ، خواندم . فرمودند كه : اگر در اين مطلع ، به جاى لفظ « زخم » كلمهء « تيغ » آيد ، هر آينه « 1 » معنا صافتر مىنمايد ! الحق هم ، چنين خواهد بود و اين غزل اقضى القضاة ، قاضى محمد صادق را تتبّع نموده‌اند . مطلع :
چشم من و عارض نيكوى يار * تا چه كند چشم بد روزگار
تتبّع :
در صف روى تو ايا گلعذار * هست چو من هرطرفى صد هزار مىرسدم سر به فلك از شرف * تا شده‌ام بر سر كويت غبار سوختنم ز آتش تب بس نبود * هجر توام ساخته بريان دو بار واى كه در پيش تو آخر رقيب * يافت به كام دل خود اعتبار پيش لبش چند سخن اى « امين » * باش خموش وز خدا شرم‌دار
پوشيده نماند كه مطلع اين غزل : تفسير كريمهء :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
« 2 » واقع شده .
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( آئينه ) . ( 2 ) . سورهء اسراء ( 17 ) ، 44 .