- صلّى اللّه عليه و سلّم « 1 » - : « الشّفقة نصف الايمان . »
شفقت نيمهاى ز ايمان است * شفقت عادت مسلمان است
* * *
هركه را رحم و مهربانى نيست * ز آدميّت در او نشانى نيست
بدان كه كمال شفقت ، ايثار است و معناى ايثار ، اختيار مراد غير است بر مراد خويش ، با وجود احتياج .
نظم :
نصيحتى ز سر اعتقاد خواهم كرد * به گوش جان شنو ار با سخن سرت باشد
مراد خويش ، تو ايثار نامرادى كن * كه تا مراد دو عالم ميسّرت باشد
فقير از زمان صرف و نحو دانى ، تا اوان فقه و حديثخوانى ، به مشاركت ملازمان ايشان ، حاضر مىشد ؛ هرگز در اين مدت ، امرى كه ملايم طبيعت نباشد ، از ايشان مشاهده ننمود .
روزى اين فقير ، از مكنوزات خاطر دريا مقاطر ايشان ، مستدعى گرديدم ، اين مطلع را كه از فحواى اين مضمون خاص مستفاد مىگردد ، لطف نمودند :
مطلع :
اسير عشقم و هدهد شده است ، واقف حال * به خط كوفه نوشته است ، شرححال به بال
* * *
حُسن اين نظم از بيان مستغنى است * بر فروغ خور ، كه مىجويد دليل
آفرين بر كلك نقاشى كه داد * بكر معنا را ، چنين حسن جميل
و ملّا اشكى به فقير گفت كه : اين مطلع رنگين نيز ، از ايشان است :
مطلع :
نيست دندان آنكه از زخم زبانش خون شده * دانهء نارى است ، از عكس لبش گلگلون شده
روزى اين كمينه ، به تقريبى اين مطلع را در مجلس سامى عمدة الامرا ، مربّى العلما ،
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( رسول الله عليه ) .