تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 176

مساهمون:

صمقدمه ١٧٦
و درين موطن نه ارواح است 1 و نه اشباح . شهود بجانب مشاهد 2 افتاد . كلمه 55 هم در بعضى 3 مسودات حضرت ايشان عليه الرحمة و الغفران مندرج است كه آنكه در راه سلوك تجليات الهى را بعضى سه قسم نهاده‌اند 4 و قسم اول را كه تجلى صورى است نسبت بمبتديان داشته و قسم ثانى را كه تجلى معنوى است نسبت بمتوسطان كرده و قسم ثالث را كه تجلى ذاتى است نسبت بمنتهيان شمرده و همچنين آنكه 5 بعضى چهار قسم 6 ساخته قسم اول را دو قسم كرده‌اند و 7 تجلى صورى و نورى نام نهاده در طريق اكابر ما صريحا 8 [ 288 ] نيست 9 . از مهلكهء اتحاد و حلول و تشبيه فارغ‌اند 10 .

فصل

حضرت خواجهء ما قدس سره با وجود اين همه بزرگى و جلال و كمال كه حق عز و علا ايشان را عطا فرموده بود گاهى 11 بمقتضاى 12 كلمينى يا حميرا * چون خواستندى كه نوعى فتور در نسبت رود و غفلتى پيدا شود چه 13 وجود بشريت را غفلت 14 در كار است ، به طرف شعر نيز ميلانى مىفرمودند و چون بعضى از حقايق و معارف ايشان 15 تحرير يافت چند بيت از 16 مثنوى حضرت ايشان نيز بطريق تبرك ايراد مىافتد تا اين رساله را ببركت كلام حقايق انتظام آن حضرت رواجى پيدا شود و مقبول خاطر برگزيدگان افتد 17 .
چنين گويند دانايان اسرار * ز اصل و فرع هر معنى خبردار كه معشوق 18 ازل در هر شعورى * ز غمازان نهان دارد ظهورى سر هر ذره بيناى جمال است * دل هر قطره درياى كمال است شهود دوست پنهان هر دلى راست * هواى 19 وصل هر بىحاصلى راست مدار بودش از نور شهود است * شهودش مايهء چندين 20 نمود است ولى افكنده 21 بر جانش حجابى * گرفتارى بهر خاكى و آبى شده بنياد اين ديوانه گشتن 22 * پى هر رنگ و بو طفلانه 23 گشتن نهاده اصل اين 24 بازار و 25 تزوير * نقوش علمى 26 از هر سو نظرگير 27 سراسر رنگ اين مرات 28 علم است * سراپا كشور آفات علم است
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 176 | محمدصادق دهلوي