نكند آن را محروم گويند .
كلمه 5 هم در آن رساله است عطيهء خلق به صورت عطيه است و نظر بتحقيق حرمان بود از چندين نعمتهاى حقيقى . در رويت غير حق افتادن و بما سوى 1 نگريستن و بر حظوط و شهوات 2 نفس ايستادن و در دوام محبت خلق گرفتار شدن و اسير عبوديت ايشان گشتن و در زير بار منت 3 مردم 4 درآمدن و ذل طمع ديدن و زبون شدن .
كلمه 6 در 5 تسلية المصاب 6 نوشتهاند كه بنده را بايد كه بر پروردگار تخير 7 و تحكم نكند و بصلاحيت حالى 8 از احوال بعينه جزم 9 نيارد چه وى جاهل مطلق است گاهى خير را مكروه دارد و گاهى شر را محبوب پندارد .
سيدى 10 ابو الحسن شاذلى 11 رضى اللّه عنه فرمايد اگر اختيار بايد كرد اختيار كن اين را كه اختيار نكنى و بگريز از مختار و بگريز از گريختن نيز بسوى خدا و ربك يختار و يخلق ما يشاء * .
كلمه 7 دعوات انبيا صلوات اللّه و سلامه عليهم به دو چيز است . يكى [ 249 ] اعتقاد بصانع جل و علا به آن صفات كه وى خود 12 را به آن ستوده و بيان نموده است و يادداشت وى چنان كه از ما سوى 13 نسيان آرد 14 . دوم طاعت و عبادت و بجاى 15 آوردن خدمتى چند كه فرموده است نه بحث كردن از حقيقت ذات و صفات و كيفيت وجود و ظهور او و 16 دريافت كنه 17 نسبت او بعالم كه بطريق وحدت وجود 18 است يا به غير آنكه بعضى مردم در آن افتادهاند كه حاصل آن جز حيرانى و سرگردانى 19 نيست و شارع بدان تكليف نكرده است .
در حديث آمده است كه حق سبحانه فرداى 20 قيامت بندگان را از امر و نهى خواهد پرسيد 21 نه از ذات و صفات خود . اصل كار ذكر است كه از آن شوق و ذوق 22 و محبت خيزد ، و 23 بحث و گفت و 24 گو قساوت قلب آرد و 25 اين طريق 26 در تضييع 27 وقت نزديك بطريق 28 فلاسفه است كه در تحقيق حقايق اشيا سخنان 29 كردند .
كلمات الصادقين ( فارسي ) — صفحة مقدمه 151
مساهمون: محمدصادق دهلوي
صمقدمه ١٥١