اين نوع اسرار دست مىدهد در افشاى 1 آن نيست . هرچند مخفىتر دارند بركت و 2 حلاوت افزونتر گردد . بالجمله عظمت و بزرگى او را 3 همينجا 4 قياس توان كرد كه قادر توانا مثل حضرت مخدومى را از وى بظهور آورده 5 :
چنان بود 6 پدرى كش چنين بود فرزند * چنين شود 7 پسرى كش چنان پدر باشد [ 244 ]
چون سخن اينجا رسيد اگر 8 برخى از احوال حضرت مخدوم سلمه اللّه سبحانه در تحرير آرد مناسب مقام خواهد بود اگرچه بمقتضاى 9 :
همچو اوئى 10 سزد معرف او * همچو او اندرين جهان خود كو 11
ياراى سخنگزارى 12 و قوت حرفسرائى نبود ، ازين رهگذر مهر خاموشى بر لب نهاده 13 با خود اين زمزمه داشت 14 :
چه فروشى به او متاع سخن * كه مبيع 15 تو از خزينهء اوست
آنچه تو بر دكان لب دارى * اين همه از دعاى 16 سينهء اوست
ليكن به حكم ما لا يدرك كله 17 لا يترك كله 18 مجملا اشارتى بر احوال آن حضرت كه از حوصلهء تعريف و كالبد توصيف بيرون است كرده آمد و نخواست كه اين نسخه كه مقصود از تأليف آن ذكر مناقب بزرگان دهلى است از ياد شريف ايشان خالى باشد . امروز بركت و ميمنت و رونق و 19 خوبى دهلى بلكه تمام هندوستان 20 بذات والاصفات آن زبدهء عارفان قدوهء محققان 21 داناى 22 علوم متداوله و 23 شناساى فنون متعارفه است و سخن همان است كه يكى از 24 فضلاى 25 روزگار در حق آن جناب 26 مىگفت :
اين مثل در عهد او نو شد كه شهرى 27 و گلى نقوش آگاهى و تميز از ايام صبا از ناصيهء حال آن حضرت ظاهر و پيدا بود .
ازبسكه فطرت بلند و استعداد عالى داشتند و در هنگام تحصيل بمجالس درس سخنان مفيد [ 245 ] و بحثهاى 28 قوى از طبع شريف ايشان بظهور آمدى . اكثر استادان 29 منصف در حق آن جناب مىفرمودند كه ما از وى مستفيديم و بر وى