احدى و ثمانين و تسعمائه . امير رفيع الدين حيدر معمايى جهت ضبط تاريخ فوت وى اين رباعى گفته .
رباعيّه
چون بود شجاع ما برون ز « 1 » اندازه * در شعر ز طرز تازه پرآوازه
گريان پى تاريخ وفاتش گفتم * « صد حيف از آن صاحب و « 2 » طرز تازه » « 3 »
و الحق در شاعرى صاحب طرز خاص است و كم كسى با آن طرز سخن گفته و درهاى نيكو در بيان حالات عشق به مثقب فكر سفته ، و اشعار و غزليات وى بر السنه و افواه مذكور است و اكثر آنها در اين خلاصه مسطور ، و ديوان شعر وى آنچه مستعدان ترتيب دادهاند از غزل و قصيده و تواريخ ، قريب به پنجهزار بيت خواهد بود . امّا آنچه از اشعار او پسنديدهء خواطر صاحبان ذكاء و ارباب درك است همين است كه در اين اوراق مثبت شده . ان شاء اللّه حق تعالى از جرايم و تقصيرات وى درگذشته ، گناهان ارباب ذوق را به آب مغفرت محو فرمايد و شجرهء طالبان راه حق را به رشحات فيض زلال احسان بىپايان خود سرسبز و سيراب بدارد . به حق محمد و آله المعصومين . « 4 »
انتخاب غزليّاته
اى چاشنى از عقل شكرخاى تو ما را * افروخت دل از داغ تمناى تو ما را
ترسيم كه ما را طمع خام بسوزد * تا پخته كند آتش سوداى تو ما را
خار مژهات پاس گل روى تو دارد * يك دم نگذارد به تماشاى تو ما را
* * *
چندانكه مىخواهد دلت ، بر جان من نه درد را * كان خوشتر از درمان بود ، جان بلا پرورد را
هامش
( 1 ) . اصل : - ز .
( 2 ) . اصل : - و .
( 3 ) . به سال 987 ه . ق اشاره دارد .
( 4 ) . در عرفات دربارهء مولانا شجاع آمده است : « شجاع عرصهء ميدان سخنسرايى ، مالك اجناس نظمى در غايت نزاكت و خوشقماشى ، مولانا شجاع كاشى ، از شاعران مقرّر مشهور است . مدّتها در ميادين سخنورى توسن فكرت به جولان آورده ، با مولانا محتشم دوستى به هم ساخت . . . در زمان شاه طهماسب ، ابراهيم خان تركمان را كه حاكم كاشان بود ، هجوى ركيك گفته ، از وطن هزيمت نموده مدّتى در صفاهان متوارى بود . گويند در اواخر حال ، هم در اين توارى از بيم انديشه هلاك شد . »