در اين مكتب هرگاه اعتدال در مضمونآفرينى رعايت شود و از تعمّد و تعهدى با تكلّف ، براى پيدا كردن مضمون در هر بيت احتراز گردد ، سبك دلپسند و خوشايندى به وجود مىآيد كه از نظر تنوع ، پيشرفت شعر را در يك مكتب نوظهور نشان مىدهد و گاهى بىاندازه جالب توجه مىشود . از ويژگيهاى اين سبك خيالبندى و رقت عواطف و سوز كلام و كاربرد اصطلاحات عصر و توجه به مفاهيم گوناگون در شئون زندگى است .
ولى ناگفته نبايد گذاشت كه فخامت و شكوه سخنسرايى در اين سبك به پايهء استادان گذشته و مكتب خراسانى و عراقى نمىرسد .
از جمله سرآمدان آن صائب تبريزى اصفهانى ، كليم كاشانى و جلال اسير اصفهانى را مىتوان نام برد .
بيتهايى از صائب :
ز خار زار تعلق كشيده دامان باش * به هرچه مىكشدت دل ، از آن گريزان باش
تميز نيك و بد روزگار كار تو نيست * چو چشم آينه در خوب و زشت حيران باش
قد نهال خم از بار منت ثمرست * ثمر قبول مكن سرو اين گلستان باش
درونِ خانهء خود هر گدا شهنشاهىست * قدم برون منه از حدِّ خويش و سلطان باش
* * *
زينسان كه پاى عزم تو در خواب رفته است * بسيار مشكل است به منزل رسيدنت
* * *
چون نى هر آنكه بست كمر در طريق عشق * كام از نوا گرفت اگر پُر شكر نشد
* * *
عنان به دست فرومايگان مده زنهار * كه در مصالح خود خرج مىكنند تو را
* * *
غمى هر دم به دل از سينهء صد چاك مىريزد * ز سقف خانه درويش دايم خاك مىريزد
* * *
ز ابراهيم ادهم پرس قدر مُلكِ درويشى * كه طوفان ديده از آسايش ساحل خبر دارد
* * *