نوبهار خطِ آن غنچه دهن در پيش است * دل مجروح مرا سير چمن در پيش است
* * *
خواهيم غوطه در دل خاك سياه زد * اين كوه آهنين كه به پا بستهائيم ما
* * *
در غلط افكنده فانوس مكرر خلق را * ورنه افتادهست يكتا قامت رعناى شمع
بيتهايى از كليم كاشانى :
ما ز آغاز و ز انجام جهان بىخبريم * اول و آخر اين كهنه كتاب افتادهست
* * *
نشأه از باده نديديم و طرب از مستى * خاك ماتمكدهاى بود گِل ساغر ما
* * *
وضعِ زمانه قابل ديدن دوباره نيست * رو پس نكرد هركه ازين خاكدان گذشت
* * *
ميخانه نشينيم نه از بادهپرستىست * از دل نتوان كرد برون حب وطن را
* * *
با من آميزش او الفت موجست و كنار * دم به دم با من و پيوسته گريزان از من
بيتهاى ياد شده در سبك اصفهانى است ولى بسيارى از ابيات ديگر كليم كاشانى تحت تأثير سبك هندى قرار گرفته و صبغهء اصفهانى خود را از دست داده است .
پژوهشهاى روانشناختى مردم اصفهان از صراحت لهجه ، ركگويى ، پرهيز از ابهام و در عين حال باريكانديشى و مضمونگويى و استفاده از تمثيل و اصطلاح حكايت مىكند و بنابراين شعرهاى پيچيده و عقدهدار كه از نظر معانى بيان هم مطلوب نيست با مكتب اصفهان و ذوق اصفهانى منافات دارد .
سبك هندى
اين سبك هرچند از مكتب اصفهان اتخاذ شده ولى در نتيجهء داخل شدن سليقه و تفكّر هندى و باريكانديشى افراطى در آن ، ابهام و پيچيدگى پيدا كرده و از ويژگى مكتب اصفهان كه فصاحت بيان توام با مضمونپردازيهاى مأنوس به ذهن مىباشد ، بر كنار مانده