رفت ز مدّ نظر هيئت ميم ملال * محو شد از لوح جان صورت خاء خطر
كار به سامان رسيد از كرم كارساز * راه به پايان رسيد بىقدم رهسپر
بىمدد روزگار ، شد همه كارم نكو * در نظر اعتبار ، شد همه عيبم هنر
در گلوى تشنهام بخت چكانيد آب * فيض بقا يافتم از اثر چشم تر
گريهء شادى رسيد برزده دامان جهد * دامن چشم مرا شست ز خون جگر
گريه به دل درشكست ناله به تن درگريخت * گشت به راحت بدل محنت شام و سحر
دور شدم از نفاق همچو مروّت ز دور * يار شدم با وفاق همچو لبن با شكر
شوق به من همعنان ، عشق به من همركاب * بخت به من همنشين ، خضر به من همسفر
رخش طلب زير ران ، شوق عنان بر عنان * كرده به هر سو گذار ناگه از اين رهگذر
مشهدى آمد به چشم همچو حرم محترم * همچو ارم مشهدى بل ز ارم تازهتر
مشهد معجز قرين ، مهبط روح الامين * مرقد سلطان دين ، خسرو و الا گهر
موسى طور لقا ، شاه ولايت رضا * شمع امامت لكن ، نخل شفاعت ثمر
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: مير تقي الدين كاشاني
ص٣٥٥