تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
دل پردهء آب و گل گشايد آخر * وز ظلمت تن جان بدر آيد آخر آيينهء روح چون برآيد ز غلاف * روى عمل تو وانمايد آخر
* * *
آنيست تو را كه خود به آن نازد حسن * هر روز از آن خوبترت سازد حسن حسن تو كجا به عشق ما پردازد * امروز كه عشق با تو مىبازد حسن
قطعه
بهر بيماريى كه من دارم * التفات حكيم مىبايد تب افلاس محرق است مرا * قرص كافور سيم مىبايد
* * *
آنقدر قوت نيست در مشهد * كه شود صرف مشرف و ناظر مشهدى آنچه مىخورد قسمت * به علىّ محمد باقر
* * *
شهاب گنده بينى برحذر باش * ز خوى پادشاه ، ار هوش دارى شنيدى گوش مىبرّند و بينى * اگر بينى ندارى ، گوش دارى
* * *
كلاغ بدخبر حاتم كه باشد * غلام مولتانى را نمونه چو خواهد من بميرم ، خود بميرد * كه باشد كار هندو واژگونه
* * *
قناد من كه نقل غمش مىخورد دلم * امروز بر دكانچهء شادى نشسته است فرداست كش برآمده گِرد عِذار خط * بر جنس ناز ، گَرد كسادى نشسته است
* * *
كار خود مشكل نمىسازد غضنفر در طمع * ز آنكه دندان طمع از خلق آسان مىكَند
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة 350 | مير تقي الدين كاشاني