سينهام مجروح و پندارم كه مرهم خنجر است * خانهام تاريك و پندارم كه عالم روشن است
* * *
منم كه خاك كف پايت آبروى من است * نهال حسن تو همزاد آرزوى من است
* * *
از دست غم هجر تو در صبر گريزم * كس بر ملك الموت ، در خانه نبستهست
* * *
دوشينه بىتو زيستم و طرفه اينكه مرگ * تا روز ، پاس روزن زندان هجر داشت
مرگم خلاصى از مرض هجر يار داد * ديديم يك طبيب كه درمان هجر داشت
* * *
دى كه بگذشتى و در پايت نمردم عفو كن * آرزو طول امل دارد گناه من نبود
* * *
با وجود وصل درد دورى از جانم نرفت * نوشدارو در مزاج مرگ تأثيرى نداشت
* * *
چشمم ز رويت دور ماند ، از گريه پرخون كردمش * دل غافل از ياد تو شد ، از سينه بيرون كردمش
* * *
به جاى جان دل من داغ جانان را نگهدارد * چرا تا داغ او باشد كسى جان را نگهدارد
* * *
شب كه مستانت ز راه ديده دل خالى كنند * شمع را از هاىهاى گريه جان بر سر دود
* * *
فلك هم با اسيران كينهء آن تندخو دارد * كسى داد از كه خواهد آسمان هم خوى او دارد
ز هرجا بگذرد تابوت من فرياد برخيزد * كه آه اين مرده سنگين مىرود پرآرزو دارد
* * *