بيچاره ضيا بسى به هر سوى دويد * در راه طلب محنت بسيار كشيد
چون پى به طريق مقصد خويش نبرد * هرچند كه گرديد به جايى نرسيد
* * *
از گريهء من هيچ نخنديد امشب * مرغ سحر از جاى نجنبيد امشب
دود دل من روشنى از روز ببرد * يا از غم من چرخ نگرديد امشب
* * *
زاهد به خرابات بياراست ، مترس * ترسى كه درين راه خطرهاست مترس
آن كس كه ز ترس او نيايى بر ما * پنهان ز تو در خرابهء ماست مترس
* * *
اى پير خرد عاشق پيشينهء تو * بودِ همه از هستى ديرينهء تو
بىصورت تو نقش نبست آيينه * اى صورت كاينات آيينهء تو
[ 7 . ] ميرزا جلال حكيم مدّ اللّه تعالى ظلال اجلاله
خلف ارجمند و فرزند سعادتمند عالى حضرت حكمتپناه افاضت و هدايت دستگاه ، سلطان الحكما و برهان العلما ، نور اللّه الملة و الدين محمد حكيم است كه از غايت تبحّر در علوم منقول و معقول و از كمال مهارت در مباحث فروع و اصول ، بر جميع فضلاى عرصهء عالم و تمامى علماى قلمرو بنى آدم فايق بود ، و در تبيان مشكلات مسائل و انحلال معضلات رسائل و توضيح خفيّات متقدّمين و تلويح خبيّات متأخرين ، قصب السّبق از دانشمندان زمان مىربود و علوّ شأن و سموّ مكانش در ميان علما و فضلاى زمان خاقان جنّت مكان به مرتبهاى بود كه زبان بيان توضيح آن را كما ينبغى از جمله مشكلات مىشمارد و اعتقادى كه خاقان مغفور به آن جناب داشت به درجهاى رسيده بود كه قلم دو زبان از تبيين شرح آن به عجز و قصور اعتراف دارد ، چنانچه اكثر اوقات مهمّات جزوى و كلّى علما و امرا و سلاطين و اركان دولت به رأى صائبش به حسن اسعاف و انجاج مقرون آمدى ، و از غايت لطف و احسان كه آن خسرو گيتىپناه را به وى بود ، مدّعيات و ملتمساتش را به عزّ قبول تلقى فرمودى . يكى از