آزار بين چه كرد كه بىطاقتى چو من * ميرد ز اشتياق و نبيند به سوى تو
* * *
با اين همه مهر و يارى من * يك كس نبود به خوارى من
از بخت بدم نمكفشان شد * مرهم نِه زخم كارى من
آرام دِه رقيب گرديد * تسكين ده بىقرارى من
در گوشهء غم گذاشت زارم * اين داد نتيجه زارى من
شد با همه كس پياله پيما * آن منكر مىگسارى من
افسوس كه نيكنام ايّام * از شومى باده گشت بدنام
آن طبع كه داشت نفرت مى * چيزى نكشد به رغبت مى
آن طاير سِدره آشيان شد * پابستهء دام صحبت مى
حرمان فرماى باده اكنون * سوگند خورد به حرمت مى
رانندهء ميفروش از شهر * راند سخن از فضيلت مى
افسوس كه آن قباحتانديش * آگه نشد از قباحت مى
فرياد كه گشت آن نكونام * رسواى جهان به دولت مى
شد دلبر زهد پيشهء ما * با بو الهوسان پيالهپيما
بر چارقل آنكه داشتى گوش * از غلغل باده گشت بيهوش
او با همه گرم جرعهنوشى * ما چون خم مى ، مدام در جوش
ما را اى يار پاكدامان * در بسته نگاهدار و خاموش
اى در همه جا لوند و شب خسب * وى با همه كس رفيق و مىنوش
جز مهر و وفا ز ما چه ديدى * كز صحبت ما چنين رميدى
ما نيز شراب ناب داريم * بيش از همه كس شراب داريم
گر غير ، خم شراب دارد * ما نيز دل كباب داريم