[ باب سى و پنجم در تذكرهء احوال حضرت خواجه فقيه محمد قدس الله تعالى روحه ]
باب سى و پنجم در تذكرهء احوال و تعيين اوضاع و تفسير اقوال بندهء خاص احد ، و عابد ملك صمد ، و پيروى شرع احمد ، حضرت خواجه فقيه محمد قدس الله تعالى روحه العزيز ، كه مردى بود قوىحال و مسيح اقوال ، و نيكوخصال ، و مجذوب الاصل « 1 » ، يعنى مادرزاد . تا دوازدهسالگى مجذوب بود ، و بعد از آن به سلوك درآمد . آن روز كه حضرت خواجه تولد كرد جمعه بود « 2 » و وقت نماز . يكبار اذان گفته شده بود كه از رحم مادر به زمين افتاد ، و اين آيت خواند كه ، قال الله تبارك و تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا
« 3 »
إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ »
[ الجمعة : 9 ] . پدرش ازينجهت بسى خوشحال شد و مفاخره كرد و شكر بسيار « 4 » گفت كه : الحمد لله ! كه از پشت من سودحى اين نوع فرزند به وجود آيد « 5 » كه من اول الامر از وى اين نوع « 6 » كرامت ظاهر شود .
و صدقهها در راه حق سبحانه و تعالى در حق اين فرزند خود گذرانيد . و اين فرزند خود را نيك محافظت كرد . چون فرزند يكساله شد ، بيش از همه چيزى كه بر زبان او « 7 » جارى شد ، اين بود كه گفت « 8 » :
« ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً »
[ الاعراف : 55 ] . و بعد از آن هميشه مىگفت : الله ربى ! و ليكن آهسته . و غير ازين هيچچيز بر زبان او راه نيافت . و كرامات مختلفه از وى ظاهر شدن گرفت . و بابا بسى مىترسيد كه اين فرزند نخواهد بر من وفا كرد ، زيراكه از ولى هرگاه كه خرق عادت ظاهر شود « 9 » در عمر وى نقصان شود . باز به خود مىگفت : اى سودحى ! اين مقدار هست كه فرزند تو مجذوب است و مجذوبان را حقتعالى در امان خود دارد « 10 » ازينجهت اعتماد بر عمر وى توان كرد . و در محافظت وى سعى نمود و اهتمام كرد . حضرت بزرگوار خواجه فقيه محمد « 11 » دوازدهساله شد . بعد از آن جذبهء وى تسكين يافت و به كليه خلاص شد . آنگاه طعام خورد و آب نوشيد . تا اين زمان چه طعام خورده و چه آب نوشيده و چه سخن گفته ! آن روز كه سخن گفت و « 12 » طعام و شراب در كار داشت ، دانستند « 13 » كه جذبه از وى زايل شد . پدرش بسى خوشحال شد و به مكتب سپرد . در اندك فرصت كار خود را در مكتب
هامش
( 1 ) - ت : مجذوب اصل
( 2 ) - ب : خواجه متولد شد روز جمعه بود
( 3 ) - الف ، ت : فاستعوا
( 4 ) - ب : + به حضرت آفريدگار كرد و
( 5 ) - ت : به وجود آمد
( 6 ) - ب : چنين
( 7 ) - ت : زبان وى
( 8 ) - ب : - گفت
( 9 ) - ب ، ت : ظاهر گردد
( 10 ) - ب : حقتعالى نگاهدار است ازين
( 11 ) - ب : خواجه محمد فقيه
( 12 ) - ب : - طعام خورد . . . و
( 13 ) - ب : - دانستند