[ باب سى و چهارم در تذكرهء احوال خواجهء علم عطايى قدس الله تعالى روحه ]
باب سى و چهارم در تذكرهء احوال خواجهء علم عطايى قدس الله تعالى « 1 » روحه العزيز كه جوانى بود دانشمند « 2 » و دانشمندزاده ، و حق سبحانه و تعالى به حكمت كامله و قدرت شاملهء « 3 » خود آينهء دل او را چنان صاف آفريده بود كه هيچچيز در وى پوشيده نى . و قوت حافظه وى « 4 » چنان قوى بود كه حرفى از احاطه وى بيرون نى ، بر نهجى كه هر روز ربع وزن خود ، و به يك روايت به وزن « 5 » خود كتاب ياد گرفتى . و در صلاح عديم المثل بود . و زهد و « 6 » تقواى قوى داشت و رياضت و مجاهدهء بىقياس پيشه كرده بود .
آن روز كه بزرگوار از كتم عدم به صحن فضاى وجود « 7 » رخت كشيد ، آفتاب گرفته بود ، به مجردى كه بزرگوار از رحم مادر به صحن زمين افتاد ، گشود . اما شبش ماه سوخت . ازين دو واقعه پدرش بسيار اندوهگين شد . يكى از ياران زبان گستاخى در گشود و سؤال كرد كه : اى بزرگوار ! جهت اندوه چه باشد « 8 » كه اين همه اندوهناك مىبينمت ؟ بلكه « 9 » وقت خوشحالى است كه چنين فرزندى خداى تعالى ترا عطا كرد . بزرگوار گفت : آرى كه « 10 » وقت خوشحاليست ، اما خوشحالى وقتى است كه فرزند را به پدر بقايى باشد و وفايى دهد . اگرچه اين فرزند من نادرهء روزگار خود خواهد شد و علامهء زمان ، و ليكن من از عمر وى « 11 » بهره نخواهم يافت و آرزوى خود نخواهم شكست « 12 » از او نتيجه نخواهم ديد ، ازين ممر غمگينم ؛ زيراكه « 13 » گشادن آفتاب گرفته اشارت به آن است كه علم كافى وى زنگ از دلهاى تيره بردارد . و سوختن ماه علامت آن است كه « 14 » چون ماه شب چهارده به كمال خواهد رسيد و زوال خواهد يافت . و ديگر آنكه پيش از اختيار تأهل ، اين مژده به من رسيده است كه « 15 » اينچنين فرزندى خواهد شد و چنين خواهد رفت . ازينجهت كه مهمان چند « 16 » روزه بيش نيست تيرهام .
مهمان خود را حضرت بزرگوار « 17 » نيك محافظت كرد . و در دو و نيمسالگى به مكتب داد . و نه ماه در مكتب بود دو بار ختم قرآن كرد . بعد از آن به حفظ كتب مشغول شد و حفظ مىكرد چنان كه مذكور شد . چون به مرتبهء بلاغت رسيد روزى بعد از فراغ درس او را دغدغهء سير شد . تنها به سير رفت .
اتفاقا سير او به جانب حرم پادشاه افتاد . دخترى ديد در كمال حسن ، به صد جان محب او گشت . اما
هامش
( 1 ) - ب : - تعالى
( 2 ) - ت : + كه
( 3 ) - الف : قدت شامله
( 4 ) - ب : او
( 5 ) - ب : هر روز به وزن خود و به روايتى ربع وزن خود
( 6 ) - ب : - و زهد و
( 7 ) - متن تق ، جميع نسخ : فزاى وجود
( 8 ) - ب : چه شد
( 9 ) - ت : بلك
( 10 ) - ب : - كه
( 11 ) - ب : عمر او
( 12 ) - ب ، ت : و بآرزوى خود نخواهم رسيد و
( 13 ) - ب : زيراك
( 14 ) - الف : - كه
( 15 ) - ب : - كه
( 16 ) - ت : - چند
( 17 ) - ب : حضرت بزرگوار مهمان خود را نيك