[ باب هفتم در تذكرهء سلطان ستق بغرا خان عليه الرحمة ]
باب هفتم در تذكرهء حضرت سلطان ابن السلطان ، و خاقان ابن خاقان ، ماحى آثار كفر و عصيان ، و رواجدهندهء شرع و دين پيغامبر آخر الزمان ، و پادشاه زمين و زمان ، و مظهر نور ايمان ، و مظهر ملت خاتم پيغامبران ، و تربيتكردهء حبيب رحمان ، و آشكاراكنندهء خير الاديان ، و قاتل المشركين و الكافرين و المنافقين و العدوان ، هو الذى ترى مشاعل صمصامه بين اهل الشرك و الطغيان ، و مهدى هاديان ، و سرور سالاران ، و حامل افتادگان ، و فريادرس مظلومان ، و مونس بيچارگان ، اعنى حضرت سلطان الاولياء و تاج الاصفياء ، خسرو غازيان ، « 1 » سلطان ستق بغرا خان عليه الرحمة و الغفران ، قدس الله تعالى روحه ، و طيب الله مرقده ، و افاض على رءوس السالكين بره و احسانه . كه قوت ناطقه در تعريف او لال ، و عقل كامل در توصيف ذات شريف او بىمقال ، و فهم ذوى الافهام در وصف جمال او حيران ، و عقل عقلا در فهم « 2 » كمال دانش « 3 » سرگردان ، كه زبان معجز بيان او كليد در خزاين اسرار « 4 » غيبى ، و طوطى « 5 » زبان شيرين كلام او مفسر « 6 » كلام لاريبى . كه افصح فصحاء زمان لال از نطق طبعآزماى او ، و افضل فضلاى عصر محو مطلق در تحت فضل علياى او ، و قرص قمر خجل در پيش « 7 » جمال جهانآراى او ، و آرامگه مرغابيان بحر الوهيت در زير پر پرواى او ، و مقام اعظم « 8 » ، در زير پاى او ، و منزل اشرف جاى او ، كه صد هزاران هزار قناديل نور و مشاعل سرور در ملك وجود آن روشن ساخته كه از شعاع او عالم منور گردد . و قوت بازوى رستم دستان ، و همت شاه مردان و جرأت امير حمزه عالىشان در آن ذات كرامت فرموده « 9 » كه كفار بدكردار را به شرف اسلام مشرف ساخته به درگاه آرد ، و جهال گمراه را « 10 » از ورطهء ضلالت برآورده به راه هدايت دعوت فرمايد . كه ايزد تعالى به قدرت كامله و حكمت شاملهء خود چنان ذات شريف آفريده كه « 11 » مفتاح باب قلعهء دين نبوى در دست گرهگشاى اوست . و « 12 » حق سبحانه و تعالى روح مقدس مطهر منور او را بيش از چندين سال به حبيب خود صلى الله عليه و سلم در شب معراج در سلك ارواح انبياء عليهم السلام و التحية نمودار ساخته ، و حضرت رسول صلى الله عليه و سلم پرسيده كه : يا اخى جبرئيل ! اين روح ، روح كدام پيغامبر است كه به اين درجه مخلوقست ؟
جبرئيل عليه السلام خبر داده كه : اى محمد ! اين روح هيچ پيغامبر نيست ، بلكه « 13 » روح امتى است از
هامش
( 1 ) - ب ، ت + حضرت
( 2 ) - ب : - فهم
( 3 ) - الف : ذاتش
( 4 ) - الف ، ت : - اسرار
( 5 ) - ب : - طوطى
( 6 ) - الف ، ب : - كلام او مفر
( 7 ) - ب : + آفتاب عالمتاب جمال
( 8 ) - ب : - در زير . . . . اعظم
( 9 ) - ب : كرامت فرمود
( 10 ) - ب : - را
( 11 ) - ب : - كه
( 12 ) - ب : كه
( 13 ) - ت : بلك