( حضرت بزرگوار ) در تاريخ سه صد و پنجاه « 1 » وفات كرد . بعد از وفات يكى از غازيان در خواب ديد كه با سلاح غزات بر اسب سفيد سوار شده و دستار بزرگ « 2 » بسته ، و فش بالا مانده « 3 » چنان كه عادت آن « 4 » بزرگوار « 5 » بود در زمان غزات . پرسيد « 6 » اى بزرگوار منزل در كجا شد ؟ خواجه گفت : اى غازى منزل در اعلاى عليين ! باز پرسيد كه : خدا با تو چه كرد ؟ گفت : آن كرد كه به شهداء « 7 » كربلا و غازيان سابق كرد ، تو نيز آن بكن كه غازيان سابق كردهاند ، و من موافقت نمودهام و به اين دولت عظيم مشرف شدهام ، تو نيز آن كنى « 8 » تا به اين دولت مشرف گردى . و « 9 » بگو به ياران ما « 10 » كه بناى كار خود را « 11 » بر غزات نهند كه كار « 12 » در درگاه حق سبحانه و تعالى « 13 » بهتر ازين نيست ، زيراكه مرتبهء يك غازى كه بىريا غزات كرده است در برابر مرتبه ده ولى است . و الله اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب .
هامش
( 1 ) - ب : - دفن . . . پنجاه
( 2 ) - ب : سوار شدهاند دستار كلان بزرگوار بسته
( 3 ) - ب : ماندهاند
( 4 ) - ب : - آن
( 5 ) - ت : - بزرگوار
( 6 ) - ب : + كه
( 7 ) - ب : به شهيدان
( 8 ) - ب ، ت : كن
( 9 ) - ب : + ديگر
( 10 ) - ب : به ياران ما بگويى
( 11 ) - ب : - را
( 12 ) - ب : - كار
( 13 ) - ب : درگاه خداى تعالى