كه : خاكى بيخته و آبى بر آن ريخته ، نه پشت پا را از آن گردى و نه كف پا را دردى « 1 » و خلاصه درويشى آنست كه از همه كس بار كشد و بر هيچكس بار ننهد نه بحسب صورت و نه بحسب معنى .
رشحه : مىفرمودند كه بر بلاهاى حق سبحانه صابر بلكه شاكر مىبايد بود زيرا كه حق سبحانه را بلاهاى صعبتر از يكديگر بسيار است ، پس فرمودند كه خدمت مولانا نظام الدين عليهالرحمه مىگفتند كه دو برادر توامان بودند كه به يك شكم آمده بودند و پشت ايشان بر يكديگر « 2 » چسبيده بود ، چون بزرگ شدند دايم زبان بشكر الهى جارى داشتند ، كسى از ايشان پرسيد كه با وجود چنين بلائى كه شما را واقع است چه جاى شكرگزارى است ، ايشان گفتند ما مىدانيم كه حق سبحانه را بلاها « 3 » ازين صعبتر بسيار است برين بلا شكر مىگوئيم مبادا كه ببلاى ازين عظيمتر مبتلا شويم ، ناگاه يكى از ايشان بمرد ، آن ديگرى گفت اينك بلاى صعبتر پيدا شد ، اكنون اگر اين مرده را از من قطع مىكنند من نيز مىميرم « 4 » و اگر قطع نمىكنند مرا مردهكشى مىبايد - كرد تا وقتى كه بدن وى فرسوده شود و بريزد .
رشحه : مىفرمودند كه شيخ ابو يزيد قدس سره گفته است كه سى سال با حق سبحانه سخن گفتم و از حق سبحانه سخن شنيدم و خلق پنداشتند كه با ايشان مىگويم و از ايشان مىشنوم ، معنى اين سخن آنست كه آنچه از مظهر ظاهر است نه از مظهر « 5 » است .
رشحه : مىفرمودند كه حضرت خواجه بهاء الدين قدس اللّه « 6 » تعالى سره مىفرمودند - كه من دو كس ديدم « 7 » در مكه مبارك زادها « 8 » اللّه تعالى شرفا و كرامة ، يكى
هامش
( 1 ) - مى : نه كف پا را از آن دردى
( 2 ) - بر : با يكديگر
( 3 ) - مى : بلاهاى صعبتر از اين بسيار است
( 4 ) - مج : نيز ميرم
( 5 ) - مج : ( نه از مظهر است ) ندارد
( 6 ) - مى :
قدس الله سره ، مج ؛ چپ : قدس سره
( 7 ) - بر : ديدم كه در
( 8 ) - بر : زاد الله تعالى ، مج : زادهما الله تعالى .