طهور را مىگفتهاند كه : « 1 » طهور ملا مشو ، صوفى مشو ، « 2 » اين مشو « 3 » آن مشو ، مسلمان شو .
رشحه : « 4 » مىفرمودند كه كسى از راه دور پيش حضرت شيخ عمر قدس سره « 5 » آمده بود كه طريقه گيرد « 6 » فرمودهاند كه در آن موضع « 7 » كه تو بودى مسجد « 8 » بود ؟
گفته « 9 » كه بود ، پرسيدهاند كه احكام مسلمانى مىدانى ؟ گفته كه مىدانم ، گفتهاند « 10 » پس آمدن اينجا بىفايده بوده است احكام عبادت معلوم و جاى عبادت معلوم ، باز گرد و مشغول باش .
رشحه : مىفرمودند كه شيخ « 11 » عمر فرمودهاند كه دل مريد « 12 » را از غير خالى مىكنيم « 13 » و ناظر بجناب احديت مىگردانيم اين همه مىكنيم اما نه ما مىكنيم .
شيخ خاوند طهور
: رحمه اللّه « 14 » تعالى ، ايشان فرزند بزرگوار حضرت شيخ عمرند و عالم بودهاند بعلوم ظاهرى و باطنى و در ظل تربيت و عنايت والد شريف خود بدرجات عاليه اهل ولايت رسيدهاند و با وجود آن از صحبت بعضى « 15 » مشايخ ترك فوائد كثيره كسب كردهاند .
حضرت ايشان از عم خود خواجه محمد عليهالرحمه نقل فرمودهاند كه ايشان گفتند شيخ خاوند طهور به تركستان رفتهاند و با تنگوز شيخ كه از كبار خاندان اتا يسوى بوده صحبت داشته و از وى فوائد گرفتهاند چون در منزل وى نزول كردهاند ، شيخ به خود مباشر طبخ « 16 » شده و او را ضعيفه بوده است مسلطه خدمتهائى كه تعلق به
هامش
( 1 ) - مى : ( كه ) ندارد
( 2 ) - بر : چپ : صوفى شو
( 3 ) - مج : ( اين مشو ) ندارد
( 4 ) - مى : وهم حضرت
( 5 ) - مى : قدس اللّه سره
( 6 ) - مج : ( گيرد ) ندارد
( 7 ) - مى : در آن مواضع كه
( 8 ) - بر : مسجدى بود
( 9 ) - مى : گفت كه
( 10 ) - مى : گفتهاند كه پس
( 11 ) - مج : ( عمر ) ندارد
( 12 ) - مى : دل مريدان را
( 13 ) - بر ، چپ : مىكنم
( 14 ) - مى : رحمة اللّه تعالى عليه ، چپ : رحمه اللّه
( 15 ) - مج ، چپ : بعض مشايخ
( 16 ) - بر مباشر طبخى شده .