در مقامات شيخ ابو بكر قفال مذكور است كه ايشان سنين عمر خود را سه قسم ساخته بودهاند يك سال به غزاى كفار مىرفتهاند « 1 » بجانب روم و يك سال به حج « 2 » اسلام توجه مىكردهاند و يك سال در ولايت خود مىبودهاند و به افاده علوم شريعت و طريقت « 3 » مشغولى مىنمودهاند « 4 » ، در سالى كه به زيارت حرمين شريفين زادهما اللّه تعالى شرفا و كرامة رفته بودهاند بعد از مراجعت چون به بغداد رسيدهاند خواجه محمد نامى كه از اعيان و نامداران بغداد بودهاند بصحبت حضرت شيخ رفتهاند و بقيد ارادت ايشان درآمدهاند و ترك وطن مألوف « 5 » خود كرده به احمال و اثقال و عيال و اطفال خود همراه شيخ بولايت شاش رفتهاند و بقية العمر آنجا اقامت نمودهاند و تا آخر حيات در خدمت و ملازمت شيخ بودهاند .
حضرت ايشان در مبادى حال كه در ولايت شاش مىبودهاند به زيارت قبر شيخ مداومت مىنمودهاند و مىفرمودهاند كه حضرت شيخ بحسب روحانيت بهغايت ممد و معاونند .
منقولست كه روزى اسماعيلاتا ، كه ذكر وى در سلسله خواجه احمد يسوى قدس سره « 6 » ايراد يافته از پيش قبر شيخ مىگذشته است « 7 » از بعضى مردم آنجا پرسيده كه از وفات شيخ چند سال گذشته ، گفتهاند بسى وقتست و تاريخى « 8 » ياد كردهاند ، اسماعيلاتا گفته « 9 » كه كاه پوده بكارى نمىآيد ، فى الحال مقارن اين « 10 » مقال از هوا برگ كاهى فرود آمده و در چشم « 11 » افتاده هرچند سعى كردهاند بيرون نيامده و در چشم وى مىخليده تا كار به جائى « 12 » رسيده كه آن چشم ضايع شده است .
هامش
( 1 ) - مى : مىرفتند
( 2 ) - مى : و يك سال بجانب حج
( 3 ) - مج : ( و طريقت ) ندارد
( 4 ) - مى ، چپ : مىنموده
( 5 ) - بر : ، مج ، چپ : باجمال
( 6 ) - مى : قدس اللّه سره
( 7 ) - مج : ( مىگذشته است از بعضى مردم آنجا پرسيده كه از وفات شيخ ) ندارد
( 8 ) - مج : و تاريخ ياد كردهاند
( 9 ) - مى : گفت كه كاه بوده بكارى ، مج : گفتهاند كه كاه پوده - بر :
( كه ) ندارد
( 10 ) - بر : اين حال و مقال
( 11 ) - مى : در چشم وى ، چپ : فرود آمده و در چشم وى افتاده
( 12 ) - مى : بحالى رسيده .