رشحه : هم « 1 » شيخ فرمودهاند كه توحيد در شريعت ، حق را يكى گفتن است و يكى دانستن است . اما در طريقت جدا كردن دل است از غير حق سبحانه .
رشحه : هم شيخ فرمودهاند « 2 » كه « 3 » رو دل از دشمن بردار ، دوست را طلبيدن چه حاجت است . و ايشان را اشعار معارف شعار بسيار است و حضرت ايشان گاهگاه در اثناى « 4 » اداى معارف و لطائف چيزى « 5 » از آن مىخواندند و از آن جمله است اين ابيات « 6 »
نگاهبان دو چشم است چشم دلدارى * نگاهدار نظر از رخ دگر يارى
هلا مباد كه چشمش به چشم تو نگرد * درون چشم تو بيند خيال اغيارى « 7 »
كجا است در همه عالم چنان سراندازى * كه عاشقى به خيالش ادا كند رازى « 8 »
* * *
اى بىخبران عشق مورزيد كه عيب است * الا بجمالى كه پس پرده غيب است « 9 »
* * *
شيرزاد بيشه عشقم قوى در كار خود * گو حريف من بيا تا زور بازو بنگرد
خواجه داود
رحمه اللّه تعالى : فرزند شيخ خاوند طهور بوده است « 10 » و والده
هامش
( 1 ) - بر : ( هم ) ندارد
( 2 ) - مج : فرمودند كه
( 3 ) - بر : ( كه ) ندارد
( 4 ) - بر :
در اثناى معارف
( 5 ) - مج : ( چيزى ) ندارد
( 6 ) - مى : ابيات ، رباعى ، مج : اين ابيات شعر ، چپ : اين ابيات ، ابيات
( 7 ) - مج : اغيارى ، شعر
( 8 ) - مى : مج : شعر
( 9 ) - مج : است ، شعر ، مى : است بيت ،
( 10 ) - بر : بودهاند .